دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

حــُــــرمت نان از قلب بیشـــــتر است آنرا می بوســــــند، این را میشـــــکنند…

كامياب
كامياب

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟

كامياب
كامياب

مرا به تختم ببندید و سیگاری برایم روشن کنید و تنهایم بگذارید ... هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید ... من دارم او را ترک میکنم ... !!!

كامياب
كامياب

سکوت و نگاه را با هم یکی میکنم فریادی میشود بی صدا می شنوی فریاد بی صدا را فریادی که با تمام سکوتش فقط یک چیز می گوید ......

كامياب
كامياب

کــآش زمسـتــآن بیــآیــَد..! تــآ نــَفس عـَمیقـی بکشــَم.. و خــُنـَک هــآی بـآرانــ و نــَسیمَــش، مــَرحــــــَمی بــآشــَد بـــَر دِل ســـــوخــته ام ...!

كامياب
كامياب

سكوت مي كنم ... شايد نگفتن بهتر از گفتن است... چشمايم گوياي دردي عظيم است كه مهر خاموشي را روي لبهايم زده... من نشانه ي رضايت نيست ! شايد تقدير اين چنين خواست....

كامياب
كامياب

سكوتت شعله مي كشد ! به نقطه ي جوش دلتنگي رسيده ام اشك هايم سر برود خاموش مي شوي !

كامياب
كامياب

@˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙ فرياد را هر كسی می شنود:::هنر آن است كه سكوت را بشنوی ..

كامياب
كامياب

از سكوت تا فرياد ... از اميد تا آرزو از شب تا سپيده ... از امتداد تا انتها از اينجا تا افق ... از كوتاهي تا بلندي از كران تا بي كران ... از وجودم تا وجودت مي گويم كه!!!! لعنتی خیلی نا مردییییییییییییییییییییی

كامياب
كامياب

چقدر سخته وقتی همه سراغ کسی رو ازت می گیرن که فقط تو می دونی دیگه نیست……… سخت ترش وقتیه که مجبوری لبخند بزنی و بگی خوبه……

كامياب
كامياب

دستم را بگیر گرفتن پا که از سنگ هم برمیآید

كامياب
كامياب

راستش را بخواهی فاجعه ی رفتن "تو" چیزی را تکان نداد . من هنوز هم چای میخورم . سیگار می کشم . پیاده میرم هستم؛ اما تلخ تر . بیشتر . تنهاتر ...

كامياب
كامياب

دوست تر می داشتم ، فاصله ی بین مان را راهی به دوری و درازای جاده ی ابریشم پر می کرد .... تا یک آدم دیگر ....!!!

كامياب
كامياب

به خدا گفتم ، كه تو قلبم را شكستي ...... خدا گفت : مگر توقع ديگري داشتي از او .....؟؟!! گفتم : خدايا ... چه مي گويي ؟؟؟ گفت : اگر در هستي تو مسئولي كه عشق بورزي .... او نيز وظيفه اش همين است .... دل شكستن ....!!! دلم به حالت رحم آمد .... بابت اين وظيفه ي نازيبايي كه داري.....

كامياب
كامياب

آنقدر لحن صدايت سرد است كه براي لحظه اي .... در قلبم .... برف باريدن مي گيرد....!!