دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

گاهی اوقات همینی که هستی را دوست دارم وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند .

كامياب
كامياب

من هر روز در تلاشم تا خا طرم بماند و تو هر شب دعا مي كني كه فراموش كني! خاطراتمان چه بلا تكليف اند!

كامياب
كامياب

@aynor شاید راه هوایی باشد و من اندر عذابم شاید چنین باشد سزایم کو اشکهایم؟کو دردهایم؟ شاید در ورای سما باشد بالهایم کی رسد سکوت به دادم؟ بیفت به یادم که بیابم راهم ...سلام ابجي خوبي؟

كامياب
كامياب

من این جا نازنین در سوگواری تو آن سو منتظر با بیقراری و سالنگ که در بین من و توست به خود می لرزد از این شرمساری

كامياب
كامياب

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست

كامياب
كامياب

@بهاره در آرزوی بوس و کنارت مردم وز حسرت لعل آبدارت مردم قصه نکنم دراز کوتاه کنم بازآ بازآ ، کز انتظارت مردم

كامياب
كامياب

آن دوست که عهد دوستداری بشکست می رفت و منش گرفته دامن در دست می گفت که بعد از این به خوابم بینی پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست

كامياب
كامياب

با پاي دل قدم زدن آن هم كنار تو باشد كه خستگي بشود شرمسار تو در دفتر هميشه ي من ثبت مي شود اين لحظه ها عزيزترين يادگار تو

كامياب
كامياب

سلام دوستان خوبم

كامياب
كامياب

سوختم، بي هيچ خاكستري! وگرنه آن‌را هم به باد می‌دادی.

كامياب
كامياب

دلت را به من گرم کن، شبیهِ خاکِ مرده‌ای هستم، که هیچ وقت سرد نمی‌شود

كامياب
كامياب

نفس می کشم نبودنت را نیستی... هوای بوی تنت را کرده ام می دانی؟ پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ... گرما زده می شوم ، تو را کم دارم سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ... تو نیستی آسمان بی معنیست حتی آسمان پر ستاره و باران... مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد تو نیستی و من چتر می خواهم ...

كامياب
كامياب

شکستن خـــرد کردن ســــــــوزاندن خاکســـــتر کردن به باد دادن... از هر انگشتت یک هنر می بارد !

كامياب
كامياب

پرواز در آسمان مهر من می کنی ولی بر شاخسار عشق‎ دیگری فرود می آیی تار و پود‎ سپید جامه ات قیمت‎ پروانگی‎ من است. فراموش کرده ای ؟ مهم نیست سقوطت را که خواهم دید

كامياب
كامياب

برگ زرد٬ به جرم رقص شبانه اش با باد ٬ از چشم درخت افتاد و پاییز بیرحم به حکم عدم ؛ مبتلایش ساخت...