كامياب
صرف فعل "دوست داشتن" بسیار سخت است: گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست حالش کاملاً اخباری ست آینده اش هم شرطی...
كامياب
مهـ ـ ـــم ، مـ ـن و ايـ ـن قـ ـدم هـ ـ ــا اسـ ـ ــت كـ ـ ــ ه تـ ـا بـ ه تـ ـ ـــو نرسـ ـ ــد ، آرام نمي گـ ـ ــــيرد ...!!!
كامياب
چشمانتــــ ـ را از من نگیــر اٌ تاقمـ به اندازه ی کافیــ تاریکـــ ـ ـ هستـــ ـ ... !
كامياب
تو رفتي ولي خاطراتت را در سينه ام به يادگار نهادي و من ماندم با دنيايي از عشق و ياد تو و دست هايي ملتمس كه تورا هر لحظه از خدا طلب مي كرد. تو جاودانه شدي و من تو را در قلبم جاودانه جاي دادم تو با تمام آرزوهايت از من دل بريدي من با تمام آرزوهايم به تو دل بستم. چون نیـلوفر که به آب ..........مـن بـه هــوای تـو ام
كامياب
بعد از تمام باران ها بعد از برف ها حرف ها... حرف ها... تو خواهی آمد! قول داده بودی. خاطرت هست؟
كامياب
این چه سکوتی است مرا می برد این چه متاعیست مرا می خرد کیست چنین می بردم سوی دوست می کشدم هر طرفی بوی دوست شبنم عشق است که دم می زند از تو و از عشق تو دم می زند دیرزمانیست نخوابیده ام....
كامياب
دیوانه ام می كند ...! فكر اینكه .. زنده زنده .. نیمی از من را .. از من جدا كنند !! لطفا ... تا زنده ام بــــــــــــــــــمان !..
كامياب
من طـوری برای ِ تـو این كلمــ اترا عـاشقـانـ ه كنـار ِ هـم می چیـنـ م ..!! كه تـاریخ مصـرفــ ـی نداشتــ ه باشنـد! ... تـا بتـوانی سالهـا بعـد از رفتن ِ من هم . آنهـا را بخـوانی و احسـاس كنـی .. من در آن دنیـا هم .. !! هنـوز برایـ ت عـاشقـانـ ه می نویسـم
كامياب
اگر از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت... میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد.. آره از عشق تو دیونگی هم عالمیه...
كامياب
هر روز به فنجان قهوه ای چشمت خیره می شدم جواب فالم خوشبختی نبود...
كامياب
تو در حسرت زندگی او در حسرت تو من در حسرت او دور تسلسل باطل...
كامياب
از بوسه های قلابی تلفنی خسته شدم از بغل های محکم اس ام اسی از عشق بازی های داغ چت از همه خسته ام تو کنارم باش هوای تنت کا[!]ت...
كامياب
خدا حافظ گل لادن تموم عاشقا باختند ببین گریه هام از عشق چه زندونی برام ساختن خدا حافظ گل پونه گل تنهای بی خونه لا لایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه