دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

يا تو به آغوش من مبتلا نيستي يا من به حريم تو قانونمند مشكل چيزي است ميان تو و من يكي از ما سر جاي خودش نيست..

كامياب
كامياب

دنیای من امروز دستهایم را نگیری فردا دستهایم از دنیا کوتاه خواهد ماند امروز نگویی دوستت دارم فردا باید به احترامم یک دقیقه سکوت کنی ...

كامياب
كامياب

هر چه بی وفایی کرد به دلخوشی بودنش با خود گفتم این نیز بگذرد ... لعنت به من که حتی یک بار با خود نیندیشیدم او نیز بگذرد ...

كامياب
كامياب

مثل جدول کنار جاده ... که هیچوقت حل شدنی نیست ... مثل پازل دو تکه ... که تردید تا ابد ناتمومش میذاره ... مثل من و تو ... که با یکی بود یکی نبود شروع کردیم ... و با همون تموم شدیم ...

كامياب
كامياب

اگر چشم تو به اندازه بخت من سیاه نبود بخت من به اندازه چشم تو سیاه نمی شد بلد نیستم در قصه تو نقش سیاهی لشکر را بازی کنم ...

كامياب
كامياب

بنویس دیوانه ای از قفس پرید می نویسم به امید قفس های متروک بنویس به امید نا امیدی فاصله ها بنویس و قسم بخور که هنوز آن سوی فاصله ها هستی که هستی

كامياب
كامياب

شبی که خواب بودنت را دیدم برای همیشه رفتی ... حال منم و کابوس رفتن تو ... بیا و بگو که تعبیر کابوس من بازگشت توست ...

كامياب
كامياب

من برای تو غرورم را از دست دادم تو برای غرورت من را ...

كامياب
كامياب

بغض دارم ... نه ... ! بغضی داشتم که ترکید ... اما هر چقدر گونه هایم را لمس می کنم خبری از تر شدن نیست ...

كامياب
كامياب

گفتم به امید دیدار ... گفت نه ...! خداحافظ ... نمی دانست که با رفتنش حتی خدای من را با خود خواهد برد ...

كامياب
كامياب

نمی بخشمت ... چون نگفتی مسافری نمی بخشمت ... چون چمدونت و پشتت پنهون کردی نمی بخشمت ... چون نگفتی همسفرت من نیستم اما نه ...! می بخشمت ... به همون مسافری که تو رو ازم گرفت ..

كامياب
كامياب

خاطراتم را که به باد میدهی.... خاطراتت پررنگ تر میشود! برای خاطر خدا..... خاطراتم را به باد نسپار! من..... از این همه خاطره بازی..... خسته ام!!

كامياب
كامياب

طعم جنون می دهم کمی ولی... هنوز زنده ام...

كامياب
كامياب

نور می پاشد از چراغ های سکوت کنار خیابان وجاده می رود... به انتهای به تو نرسیدن! کمی آنطرف تر نمایشگاهی از بی کسی های من برپاست وهنوز مردي روی پل فریاد میکشد... دوستت دارم

كامياب
كامياب

جا نمازم کنج اتاق بی نماز افتاده است بی خدایی از کجا مارا نیاز افتاده است.....؟!