دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

@بانو جاسمین خدايا پرستوها را تنهايشان مگذار هرگز ..

كامياب
كامياب

@بهاره بین دستای من وتو دیوار فاصله مونده به گمونم راز مارو یه کسی بی صدا خونده! واسه ی این دل تنها سخته شبهای جدایی سخته با چشمای بسته گذر از روز طلایی

كامياب
كامياب

من غريبم آري تو غريبم كردي تو مرا همچون شمع از سر جور و جفا سوزاندي تو مرا سوزاندي تو مرا بر در و ديوار بدي كوباندي تو مرا از بودن تو مرا از من و از ما و تو پنجره ها ترساندي تو مرا از فردا... تو مرا از دريا... تو مرا ترساندي من اسيرم آري تو اسيرم كردي... بي خبر از باران.. تو كويرم كردي از شراب دوري تو چه سيرم كردي من شكستم ، آري تو شکستم دادي

كامياب
كامياب

@♂♀ SεtåЯε ♂♀ گفتمش بی تو دلم می میرد / گفت با خاطره ها خلوت کن / گفتمش خنده به لب می میرد / گفت با خون جگر عادت کن / گفتمش با که دلم خوش باشد ؟ / گفت غم را به دلت دعوت کن / گفتمش راز دلم را چه کنم ؟ / گفت با سنگ دلم صحبت کن !

كامياب
كامياب

ببار بارون٬شاید آروم بگیرم ببار ای آسمون٬حرفات ترانه است تو هم مثل منی٬گریه ات بهانه است ببار ای مهربون قلبم شکسته ببار ای همزبون٬تنها و خسته صدای چک چک آواز خوندن ترانه تو قفس آوای بودن ببار حالا از این درد زمونه که تنها منو کرده دیوونه بازم دلم بهانه کرده

كامياب
كامياب

@./ DoostDar ./ امشب نه می خواهم برایت از آسمان خورشید بیاورم نه می خواهم ستاره ها را برایت بچینم و نه می خواهم به شهر آرزوها و رؤیاها بروم فقط ساده و با صداقت بگویم دوستت دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

@بهاره گر چه دوری زبرم همسفر جان منی قطره اشكی و در ديده ی گريان منی اين مپندار كه يادت برود از نظرم خاطرت جمع كه درقلب پريشان منی

كامياب
كامياب

بارون رو فقط تو پائیز دوست دارم. وقتی که برگهای نارنجی رو خیس می کنه تا وقتی پا روشون می گذاری، دردشون نیاد و نشکنن!!

كامياب
كامياب

دلم گرفت ز بی رحمی رگبارها دلم مُرد در نامردی سیل آب ها چشمانم را در همه آینه ها خط زده ام می خندند به من که چشمِ دیدن چشمانم را ندارم!

كامياب
كامياب

دلم سوخت وقتی گم شدی و هیچ سراغی از خیالی که تنها تو را داشت نگرفتی!

كامياب
كامياب

باران آفتاب را در آغوش کشید ! باران سوخت و آفتاب خاموش شد! در هم پیچیدند و آرام در یکدیگر محو شدند ! بارانی اینچنین می خواهد ، آفتاب داغ درونم ....

كامياب
كامياب

بخیه می زنم زخم خاطرات گذشته را ته خط که رسیدم نقطه می گذارم می رسم سرخط سر خط هم آش دهن سوزی نیست کلمات زرد آوار می شود هق هق تلخم آواز می شود بین گرگ و میش خوش باوری و ناباوری دست و پا می زنم بازی کلاغ پر دنیا کلافه ام کرده عشق پر باران پر من پر تو پر

كامياب
كامياب

@aynor قرار بی قراری من غریبانه شد سوغات آشنایی قلب حراج خورده ام جبری مآبانه شد فدایی یک تداعی تداعی حرمت عاشقی حرمت یک بغض شکسته بغض لحظه های مبهوت گذشته لحظه های ناب یک نگرانی نگرانی از طلسم یک بازی بازی با من بازی با تو با چند جای خالی...

كامياب
كامياب

تو را ديگر ندارم اي حبيبم نشستي در فراقم با رقيبم گلم رفتي ز پيشم بي تامل کجا رفتي چرا رفتي طبيبم

كامياب
كامياب

جز دست اجل، كسي مهارت نكند پاييز بمان! خدا بهارت نكند! فانوس شب ظلمت ما را كشتي! اي باد! خدا بگم چكارت نكند