كامياب
کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا / تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا
كامياب
گفته بودی : - یا تو یا هیچکس!!!! ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم که این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست …کسی حتی مهم تر از من
كامياب
از چشم هیچ کسی نمی شود خواند که دوستتان دارد یا نه …. ! بس که برای نفر قبلی گریه کرده ، حالت چشمانش عوض شده
كامياب
چگونه در این چشم های زیبا جا داده ای این همه دروغ را؟!
كامياب
دلم صاف نمی شود با تــو حالا تو هــی به مهـربانی ام دخیل ببند
كامياب
می بوسم می گذارم کنار ، تمام ِ چیز هایی که ندارم را ،دست هایت را ، شانه هایت را ، عاشقی ات را ، همه را
كامياب
شکستنی رفع بلاست..اما…باور نمیکند دلم
كامياب
همیشه منتظرت می مونم ، میدونم میای ، چشم به راه همیشگی تو .
كامياب
دلا ديشب چه مي کردي تو در کوي حبيب من؟ الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من!
كامياب
دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند...* *اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند !*
كامياب
بی تو چمدانی ست دلم که تنهاییم را در آن تا می زنم و قفلی از دلتنگی بر آن می گذارم ، که رمزش حروف اسم توست .
كامياب
گاهـی " سکـــــــــــــــــــــــوت " علامت رضایت نیســـت ! . . . شـــــــــاید کســـی داره خفـــــــــــــه می شـــــه پـشـــــــت سنگیـــنــــیِ یـــــــک د ر د . . .