دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

تو آتشی بودی که در جنگل وجودم قدم زد

كامياب
كامياب

یک سیب در دست تو اما مال من نیست چیزی عذاب آورتر از کوچک شدن نیست خاکسترم فرقی ندارد بودن من دیگر دل من قابل آتش زدن نیست

كامياب
كامياب

تو رفتی یک روز بی آنکه بدانم برای همیشه...

كامياب
كامياب

یک خاطره از تو برای من مانده فقط یک خاطره خنده وقت رفتنت...

كامياب
كامياب

من بودم همیشه پاک ترین رویای ذهنت... وقتی دستانِ سردم با حرارتِ مردانه ات گرم میشد! حال دِگر سردی ای حس نمی شود... گرمِ گرمم از خیانت های شـــــــــــــوم... تو بودی که مرا هــــــــرزه فرض کردیـــــــــــــــــــــــــــــــ

كامياب
كامياب

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن. بهت قول نمی دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم

كامياب
كامياب

لباسی را که از تنت در میاری و بی توجه پرتش می کنی من آرزوی بوییدنش را دارم . . .

كامياب
1317056266784465_thumbسسسسسسسسسس.jpg كامياب

@بهاره چه سخت .. هم پاییز باشد ! هم ابر باشد ! .....هم باران باشد ..! هم خیابان ِ خیس باشد .. امـــــا.. نه تـــــو باشی .. نه دستی برای فشردن باشد !.. نه پایی برای قدم زدن باشد و .. نه نگاهـــی برای زل زدن....

كامياب
كامياب

تو در حسرت زندگی او در حسرت تو من در حسرت او دور تسلسل باطل...

كامياب
كامياب

به تو می اندیشم و به تنهایی درد آلودم به تو می اندیشم و به آن لحظه تلخ که میان من و تو باز هم فاصله ایست باز یک فاصله درد آلود

كامياب
كامياب

خدایا خورشید را به من قرض میدهی؟ از تو که پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است.

كامياب
كامياب

کجا تمام شدم؟!...شکستم. بی صدا شکستم. در خودم آرام شکستم... زندگی من روزهاست خاموش ماندن است و لحظه ها، همه تکرار همند. وحالا می خواهم ریشه احساس را در خودم ببندم. این بار حتی اگر تو هم پایان انتظار مرا مژده بخشی، هرگز نمی روم و حتی به زندگی فرصتی دیگر نمی دهم. من باور زندگی را نمی فهمم.

كامياب
كامياب

من بیهوده می خواستم زندگی را زیبا زندگی کنم. فقط بگو، تو می دانی من از کجا رو به نیستی رفتم؟! کجا تمام شدم؟!

كامياب
كامياب

روزها در تحدّب دو آینه سراغ می گیرم من در پیش چشمان سخاوتمندت از قحطی تصویر خویش می میرم

كامياب
كامياب

شاید پیدا شود انکس که کاکتوس هایم را اب میداد