كامياب
برایم از بازار یک بغض ِ خوب بخر ; نه مثل این ها که دارم . . . نه مثل این ها که هر روز می شکنند
كامياب
توسط پیامک
دنیای این روزهای من روزهایی است که در جا می زند و نمی گذرد!
كامياب
توسط پیامک
هرچه لباس می پوشم افاقه نمی کند نبودنت کنارم زمستان سختی است
كامياب
بیا و این دم آخر صادق باش آن نقاب چهره ات را بردار می خواهم ببینم.. یک عمر.. کدام حیوان انسان نمایی را می پرستیدم
كامياب
دیگر نمی خواهم عاشق شوم.. دلم را در جعبه ای می گذارم... درش را محکم می بندم و رویش می نویسم این دل شکسته.. دیگر شکستنی نیست....!!
كامياب
بیدارم سالیان سال بیدار مانده ام تا مبادا شهاب چشم تو رد شود و من نبینمت و روزگارم تا ابد شب شود.
كامياب
وقتی فروخته می شوی درد داری قلبت،روحت، جسمت هر چه ارزانتر، فریادت بلند تر بغض می کنم، ولی نه اشکی در کار نیست ... و نه هق هقی، انگار تمام وجودم فروخته شده حتی اشکهایم درد دارم..
كامياب
به راستی چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها درزمان گریستن قلب ها وتظاهربه خوشحالی دراوج غمگینی وچه دشواروطاقت فرساست گذراندن روزهایی تنهایی وبی یاوری درحالی که تظاهرمی کنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد اما چه شیرین است درخاموشی وتنهایی به حال خود گریستن وبازهم نفرین به تو ای سرنوشت!
كامياب
گاهی باید گذاشت، گاهی باید گذشت، و گاهی باید سکوت کرد! گاهی باید شکست و گاهی باید پذیرفت! ... گاهی باید رفت و گاهی باید ماند! گاهی باید زنده ماند و گاهی باید،مرد... ! گاهی با او و گاهی بی او!
كامياب
سلام بر همه شبتون بخیر دوستان
كامياب
توسط پیامک
از کنارم رد شد بی محلی اش آزارم نداد اما اذیت شدم وقتی که گفت ندیدمت!