كامياب
توسط پیامک
ته سیگارهایت را دور نریز...بگذارشان برای من آنها از لبان تو کام می گیرند...من از لب آنها
كامياب
چه بی منطق به چشمات می شه عادت کرد توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد
كامياب
شلاق عشقت را بر سر و تن یک بینوای دیگر فرود آور و مرا به قصه ها بسپار من از تو و عشق و شلاق بیزارم..
كامياب
ایام غم نخواهد ماند من اگر چه در نظر یار خاکستر شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
كامياب
روزی می آیي.. روزی که به رویایت ، که هنوز با من است حسادت خواهی کرد… . . روزي كه ديگر چيزي از من نمانده ، جز استخوانهايم...