جان میدهم از حسرت دیدار تو چون صبح / باشد که چو خورشید درخشان به درآیی / حافظ مکن اندیشه، که آن یوسف مه رو/ بازآید و از کلبه ی احزان به درآیی/ #یامهدی-ادرکنی
+اماما! شما را ندیده ام! اما از عمقِ جان دوستتان دارم... صحبت که میکردید؛گریه میکردند عاشقانتان نمی فهمیدمشان؛ تا اینکه گفت: جان ناقابلی دارم .... و چون عاشقان گریستم!
از ادامای پست
13 سال و 3 ماه و 19 روز و 33 دقيقه قبل