دختر :من امروز عمل باز قلب دارم/ پسر : مي دانم/ دختر :دوست دارم /پسر :من عاشقتم عزيزم … …. / دختر به هوش مياد دختر :اون کجاست/ پدر: تو نمي داني چه کسي قلبش را به تو هديه کرده؟ /دختر: اون.. .(شروع کرد به گريه) /پدر :شوخي کردم رفته دستشويي الان بر مي گرده !
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي