سمیرا
اين لحظه ها تنم يك آغوش گرم ميخواهد با طعم عشق نه هوس؛اين لحظه ها لبانم رطوبت لبهايي را ميخواهد با طعم محبت نه شهوت؛اين لحظه ها گيسوانم نوازش دستي را ميخواهد با طعم ناز نه نياز؛اين لحظه ها تني را ميخواهم كه روحم را ارضا كند نه جسمم را .........
سمیرا
حماقت يعني من ......چه ساده لوحانه (پايه) شده بودم براي خيالت كه (تخت)شود>
سمیرا
در همين حواليها كساني هستند كه تا ديروز ميگفتن بي تو نمي توانم نفس بكشم ؛ اما امروز در آغوش ديگري نفس نفس ميزنند.............
سمیرا
تو را آرزو نخواهم كرد ...هيچوقت......تو را لحظه اي خواهم پذيرفت كه خودت بيايي ....با دل خودت ...نه با آرزوي من.....................
سمیرا
لعنــــ ــــت بر آن بوســ ــــ ـــــه اي كه شرينـــــ ــــــ ــــــــــي اش تلـــــ ـــــــ ــخ ترين خاطـــــــ ـــــــره ام شد در نبودنـــــــ ـــــت ...
سمیرا
صدای طپش قلبم را میشنوی که فریاد میزند دوستت دارم
سمیرا
در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .
سمیرا
یوسف و زلیخا را بی خیال ! من در آغوش همین پیراهن یادگاری هزار سال جوان تر میشوم . . . !
سمیرا
برای داشتنت به تمام مقدساتم التماس کردم .... برای همین حالا به تک تکشان کافرم....................
سمیرا
شبیه آن مسجد بین راهی تنهایم,. هرکسی هم که می آید میشکند.....هم نمازش را و هم دلم را.... و میرود
سمیرا
عشق شاید تنها جایزه ی این روزگار نامهربان است كه برای بردنش نیازی به پارتی نیست !! برایش مهم نیست كه تو "شاهی یا گدا" ! مردی یا زن ! هر چه كه هستی ، باش ! فقط تنها شرطش این است كه ارزش آن را بشناسی و حرمتش را نگه داری
سمیرا
چه سخته وقتي تو هق هق گريه هات نفس كم بياري و عشقت به يكي ديگه بگه نفس......................
سمیرا
خدايا ؛ديگر بريده ام ..........چند بغض .......به يك گلو.......