سمیرا
چرا آن ھمه درد در دلم انباشتي ؟
سمیرا
زیباترین... تو را برای زیبائیات نمیخواستم.... عاشقترین... تو را برای عشقت نمیخواستم... تو را برای آرامش ابدی میخواستم... همواره در دو چیز آرام میگیرم... یکی در گهوارهء مرگ... یکی در آغوش تو
سمیرا
فرقـے نمـے کند !! بگویم و بدانـے ...! یا ... نگویم و بدانـے..! فاصله دورت نمی کند ...!!! در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.: دلــــــــــــــم.....!!!
سمیرا
اگر ببینمت یک کار بیشتر نمی کنم: نگـــاهــــت!
سمیرا
کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد.
سمیرا
وقتی که تو نیستی با سبد سبد دلتنگی چه کنم؟ انگار با نبودنت نام رنگ می بازد دیگر نمی خواهم کسی را صدا بزنم ..
سمیرا
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه، خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!
سمیرا
باران بیاید یا نیاید ، تو باشی یا نباشی ، خاطرت باشد یا نباشد ، من خیس از یاد توام