سمیرا
پر از غمم تو این روزای پاییزی
سمیرا
تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق دستهای تو…
سمیرا
. . . کارم از یکی بود و یکی نبود گذشت، من در اوج قصه گم شده ام….! . .
سمیرا
اگر زندگی ،همیشه با تو بودن است ، دلم نمیخواهد هیچگاه بمیرم اگر آن مردن ، از عشق تو مردن است ، دلم میخواهد در همین لحظه فدایت شوم
سمیرا
قایقی خواهم ساخت دور خواهم شد از دیار یارم
سمیرا
گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد…! گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد…! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ…! ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش… فردا روز دیگر ے ست !
سمیرا
درخت هم که باشی من دارکوبی می شوم … که هفتاد و سه بار در دقیقه تو را می بوسد……
سمیرا
ببین روزگارم بی تو ..........