سمیرا
موهای بلندم را هیچ دوست نـدارم وقتـی طناب دارم میشوند بـی نـوازش دستهای تـو
سمیرا
تو کجایـــــــــــــی سهــــــراب ؟ آب را گل کردند... چشم ها را بستند و چه با دل کردند ... وای سهراب کجایی آخر ؟ ... زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند ... تو کجایـــــــــــــی سهــــــراب ؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ، همه جا سایه ی دیوار زدند ... ای سهراب کجایی که ببينی حالا دل خوش مثقالی است! .... دل خوش ؟؟ سيــــــــــــری چنـــــــــد ؟ صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...! قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟!؟ به سراغ من اگر می ایی تند و آهسته چه فرقی دارد تو به هر جور كه دلت خواست بیا مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست كه ترک بردارد مثل آهـــــــن شده است ، چینی نازک تنهایی من ...
سمیرا
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
سمیرا
همه درد منی تو ... غم دنیا که غمی نیست من ازت خاطــــــــــــــــره دارم , خاطــــــــره درد کمــــی نیست!!
سمیرا
یه جـایی باید دسـت آدمـا رو بکشی ؛ نـگه شـون داری ، صورتـشون رو میون دستـات محـکـم بگیری ! بگی : بـبـیـن … مـن دوستـت دارم ، نــــرو … !!!
سمیرا
تنهـــــــایی های من دو نفـــــــره است… یـــــــــا با تــــــــو یـــــــا با خیـــــال ِ تــــــــــو…
سمیرا
اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آن گاه نمی دانم به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
سمیرا
دلم اصرار دارد فریاد بزند؛ اما . . . من جلوی دهانش را می گیرم وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد
سمیرا
چه تقدیر بدیست ! من اینجا بی تو می سازم و تو، آنجا با او می سازی…!!! برگـَـــرد
سمیرا
من هرگز نمی نالم…قرنها نالیدن بس است…میخواهم فریاد بزنم…!اگر نتوانستم سکوت میکنم….