❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در این زمانه بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه ناباور خیال پرست به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علفهای باغ کال پرست هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است به تنگ چشمی نا مردم زوال پرست
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کاش ... میدانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته ؟!.... آنوقت به او میگفتم ، یقه را آنقدر تنگ بافته ای که ... نمیتوانم بغض هایم را فرو دهم ....
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در من ترانه های قشنگی نشسته اند
انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند
انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت
امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند
ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان
حالا به من رسیده و در من نشسته اند ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
گل قاصد،کی فرستاده تورو؟ کی به تو گفته زمن یادکنی؟ کی به توگفته منوشادکنی؟ اون که ازچشم سیاهش دل من غم می گیره؟ مگه تنها شده باز؟ مگه رسواشده باز؟ مگه پروانه میخواد؟ دل دیوونه میخواد؟ چه میدونم گل قاصدچی میگه، دیگه دل ازهمه سرده به خدا میدونم برنمیگرده به خدا ای نسیم سحری ای سبک رقص پیام آورصبح زیرگوشم چی میگی؟ کی فرستاده تورو؟ کی بتو گفته که ازسر ببری خواب مرا؟ کی به تو گفته که ازدل ببری تاب مرا؟ چی بگم باتونسیم سحری؟ دیگه دل از همه سرده به خدا میدونم بر نمیگرده به خدا
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
پنجره ، وا می شود ...
پنجره ، بسته می شود ...
پنجره ؛ وابسته می شود...!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
فرعون احمق بود که ادعای ِ خدایی میکرد ! زیرک اینانند ، که در ردای ِ بندگی "خدایی" میکنند !!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من مانده ام و یک برگه سفید!!! یک دنیا حرف نا گفتنی!!! و یک بغل تنهایی و دلتنگی.....
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ﮔﺎﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﻢ ؛ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ! ... ﺩﺳﺖ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ، ﻭ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﭼﻪ ﺗﺤﻤﻠﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺩﻟﺖ ..........