❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
صدای عقربههای این ساعتِ لعنتی خوابِ تو را پَر میدهد از چشمهایم. باید قفسی برایت بسازم!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بی تفاوت باش .. به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی بارانی ؟!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدا نه برای خورشید و نه برای زمین ، بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد ، چشم به راه پاسخ است ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
اگه خدا 24 ساعت گناه رو آزاد میکرد تو چه گناهی میکردی؟ صادقانه جواب بدین
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نمیدانم به کدامین سراب خیال تو کشیده میشوم ... نمی دانم به کدامین سوی خاطره ی عشقت غرق می شوم... اما این را میدانم که در آتش دوری تو همچون خاکستر شده ام...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدایا حتی اگه دوسم نداره تو میتونی نذاری تنهام بزاره ...........
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از ما که گذشت ! ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دندانهایش را میشکنم! دهانش را پر خون میکنم، اگر نام تو را به زبان بیاورد شعرم! شاید تو نامش را حسادت بگذاری اما من میخواهم که کودکانت از به زبان آوردن نام تو نهراسند تو میدانی که چه اندازه کودکان را دوست دارم زیرا تو را به خاطر چشمانت میپرستم نمیگذارم شعرم نام تو را به زبان بیاورد نام تو در کتابخانهها بیمار میشود در دهانهای مردمان آزرده میشود و حتی موشها میتوانند بجوندش من هم مثل تو مثل تمامی انسانهایم تنم را زمین چرخ خواهد کرد چشمان اسطورهایام حتی خواهند پژمرد همچون اندوههایم استخوانهایم حتی خاک خواهند شد شعرهایم حتی فراموش خواهند شد اما هزار سال هزاران سال بعد حتی گورم را اگر بشکافند قلبم را خواهند یافت همچنان سر زنده و خشمگین به اندازهی مشت گره کردهی من که اگر به زمزمههایش گوش بسپارند اگر بگشایندش نام تو را خواهند دانست
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
غم هیچکس منو غصه دار نکرد بغض تو .... دنیامو داغون میکنه!!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دلـــم سَختــ مــیگیرد... از ایــن روزهـــا... از ثــانیه های تــکراریـــ... از خاطــرات تــُهــی.. از دود هـــای بی هــدف سیگــار.. ... و از نگاهیـــ که مَــرا میبینـــد... امــــا مَــرا، نمیبیـــند...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خــوب ِ مــن ، . همین جا درون شعرهایم بمان . تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد . به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛ . من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها . شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان . تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم . . . . . . .