Kimiya va
آﻧﻘﺪﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ !!! ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺮﻩ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﻋﺮﻭﺱ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ... ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﯽ ... ﮐﻮﺩک ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﮐـــﻮﺩﮐــﯽ ﮐﻨﺪ !
Kimiya va
تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت ! اندازه می گیری ! حساب و کتاب می کنی و مقایسه می کنی ... و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ، که زیادتر دل داده ای ، که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای ، به قدر یک ذره ، یک نقطه ، یک ثانیه حتی ! درست از همانجاست که توقع آغاز می شود و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که ... به نام عشق می بریم ...
Kimiya va
فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر میکنه میبینه همش آخره صفه!
Kimiya va
کاش آدم ها یکم جرات داشتن … گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن : ببین ؛ دلم واست تنگ شده ، واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم … !
Kimiya va
بیـــا بـــاز هــم خـــودمــان را بــه نفهـمـی بـــزنــــیم ! گـاهـی بفـهـمی ، نفـهـمی .. نفـهـمـی ، اوج ِ فــــهم اسـت !
Kimiya va
ای کاش انسانها؛ همان قدر که از ارتفاع می ترسیدند؛ کمی هم از پستی هراس داشتند …!
Kimiya va
بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا از هیچ کار بچگیم پشیمون نیستم ، جز اینکه آرزو داشتم بزرگ شم ...
Kimiya va
عشق یعــنی : سـرت را بگــیـرد در آغــوش .. و موهـای ِ سپـیدت را ، بشمـارد دانـه دانـه ! و تـــو حـــــیرت کنــی ! کـه از کـی ، اینــقدر پـــیر شــده ای !!
Kimiya va
گاهی دلم میخوادخودم روبغل کنم ببرمش روی تختخواب بخوابونمش ملافه روبکشم روش دست ببرم لای موهاشونوازشش کنم حتی براش لالایی بخونم وسط گریه هاش بگم غصه نخورخودم جان درست میشه….درست میشه… اگرهم نشدبه جهنم..! تموم میشه …بالاخره تموم میشه….
Kimiya va
هه خنده دار نیست !!!ما تو گله گرگا هنوز مرام سگیمونو داریم