Kimiya va
برای هزارمین بار ازم پرسید تا حالا شده اشکتو دربیارم یا اذیتت کنم؟!! منم برای هزارمین بار دروغ گفتم نه نشده
Kimiya va
بالا بیاور... عق بزن... نترس از بوی تعفنش... پنهان نکن... بزار حالت بهم بخورد... بالا بیاور... بگذار تمام دوست داشتنها با این بالا آمدنها از جانت جدا شود... دوستت دارم های احساسی و بی اساس بگذار رها شوی از این دوست داشتنها... دوست داشتنها کینه میاورد... رها شو از کینه ها... بالا بیاور این همه دلتنگی را... بالا بیاور همه بودن ها و نبودن ها را... همه گفته ها و نگفته ها را... بگذار با این بالا آوردن ها خود همیشگی ات را که گم شده در بین این همه هیاهو پیدا شود... بالا بیاور... بغضت را بالا بیاور... نترس...
Kimiya va
زمین گرد است،تا به کی می خواهی به دور خود چرخ بزنی؟ روزی می آید که چشمت در چشمانم می افتد و خاطره یک عشق تو را از پا در می آورد....
Kimiya va
نــوشـتــه هــایــم گــریــبـان گــیـرتــــــ مـی شـونـد روزی آنـقـدر کــه بـیـنـشــان ” آه ” کــشـیــدم!
Kimiya va
گـــاهی بــِخــــاطــرش مــانــدن را تــحمـــل کــن! . . . . رفــتــن از دســـت ِ "هــــمـــه" برمـــی آید ...
Kimiya va
تلخ ترین قسمت زندگی اونجاست که آدم به خودش میگه : چی فکر میکردیم و چی شد....
Kimiya va
دیشـــب خـــــــدا آروم صـــدام كـــرد و گفــــت : خــــــــــوابی ؟ عشــــقت داره قــــربون یــــكی دیــــگه میــره ؛ اونـــوقت تــــو راحت خوابیـــــــــــدی ..؟ لبخنــــدی زدم و گفتــــم : خــــــــــــدا جونم ! این همون مخــــلوقی هست كه وقتـــــی آفریدیـــش به خودت آفـــــرین گفتی ..!
Kimiya va
خدایا... ازتجربه تنهاییت برایم بگو این روزهاسر تا پا گوشم.