Kimiya va
سیگار می کشیدم....دود می کردم زندگیم را بدون تو،و حالا دیگر سالهاست که چون سلیمان بر عصای دوست داشتنم خم شده ام!دلم موریانه ای می خواهد که بدانی بدون تو سالهاست که مرده ام و هیچ کس نمی داند.....
Kimiya va
برعکس پول هایم زندگیم گوشه دارد....همان جایی که همیشه تنها می نشینم!!!
Kimiya va
از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم ....
Kimiya va
همیشه دنبال افرادی که کمترین اهمیت را در زندگی به ما می دهند می دویم. چرا به این کار پایان ندهیم و اطرافمان را نگاه نکنیم تا ببینیم چه کسانی دنبال ما می دوند؟
Kimiya va
حوا که بغض کند خدا هم اگربرایش سیب بیاورد باز چیزی جز آغوش آدم آرامش نمیکند...
Kimiya va
دلم می خواهد نامت را صدا کنم یک طور دیگر جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم دلم می خواهد نامت را صدا کنم یک طور که دلت قرص شود که من هستم یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی ...
Kimiya va
” بزرگ شدن ” تنها آرزوی بچگیم بود که واقعا به تجربه اش نمی ارزید . . .
Kimiya va
بعد تو یه صداى مزاحمى هیچوقت ولم نکرد ! یه صداى مبهمى که هر دم تو گوشم میگفت : باختى …
به سلامت
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل