Kimiya va
هى لعنتى! بیا باهم بازى کنیم: تو پاکت های خالی سیگارم را بشمار، من هم، “شماره غریبه هاى توى گوشى أت را”
Kimiya va
مــدت هــاســــت احــــســاس مــیکــــنم کــــر و لال شــــدم!!!ایــن روزهــا صــــدای احــــســاســاتــم را فــــقــط صــــفــحــه ی کــیــــــــــــــــبــوردم مــی شــــنود !!
Kimiya va
مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم اما تا دلت بخواهد همدرد دارد داغِ تمامِ نوشته هایم …
Kimiya va
در خاطرش جایی دارم…دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی جواب سلامم را نمی دهد ، دلم تنگ همان کسی است که وقتی از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند… دلم تنگ است… نمیدانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم!
Kimiya va
تنها نشستن بر روی نیمکت داخل پارک و زل زدن به نیمکت رو ب رویت... آن دو چه عاشقانه دارند با هم حرف میزنند ....
Kimiya va
عکست را که نگاه میکنم انگار قرن هاست که میشناسمت خیلی دلم هوایت را میخواهد ... هوای دلی را میخواهد که هوایم را ندارد این روزها .. دلم را برای برگشتن دوباره ات چراغونی کرده ام .....
Kimiya va
نمیدانی بوی کسی روی گونه ات جامانده باشد چه سنگین است... ! قاعده همین بوده از همان ابتدای انگور.... شراب هرچه تلخ تر گیراتــــــــــر !!
Kimiya va
هر جنسیتی هستی" مرد" باش!!
Kimiya va
عشق تو
شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد
زیبا بود اما شوخی بود...!
حالا تو بی تقصیری
خدای تو هم بی تقصیر است...!
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم
تمام این تنهایی تاوان "جدی گرفتن آن شوخی" است!