Kimiya va
تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم ! من را به من نبودن محکوم نکن ! من همانم که درگیر عشقش بودی ! یادت نمی آید ؟! من همانم ! حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !
Kimiya va
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند ناچار گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد زمستان تمام شد و جوجه ها زنده ماندند و کلاغ مرد جوجه ها گفتند خوب شد که مرد خسته شدیم از این غذای تکراری...
Kimiya va
صدای ثانیه شمار ساعت را می شنوی؟؟؟ "لعنتی" من گوش هایم را می گیرم تا صدای نبودنت را نشنوم...!
Kimiya va
توسط موبایل
سال هاس منتظر اومدن روزهای بهترم ولی نمیدونم چراهنوزهم دیروزها بهترن..
Kimiya va
توسط موبایل
آهنگ ها،بی رحم ترین صداهای جهان اند!!!بی آنکه بخواهی تو را به قعر خاطراتی میبرند،که برای فراموشی آنها از غرورت مایه گذاشته بودی...
Kimiya va
توسط موبایل
اصن یه وضی داره معدم...همچین اسید جوش میخوره رو هم.لامصب یه لحظه فکر کردم شکمم سوراخ شده،گشنمه در حده مرگا...