دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kimiya va

shokh. mehraboon. ba marefat. barande jaeeze zibaee ............ درباره »
Kimiya va
زن - مجرد
امتیاز: 2176

دنبال‌شدگان

(312 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(46 گروه)

بازدید

Kimiya va
60068311231683936114.jpg Kimiya va

گاهــــــی مجبـــور ی برای راحــــت کــــردن خیــــال دیگـــــران, خـــود را خوشحـــــــال نشان بــــدی... ولـــــی چه حیــــف که درونـــــت غوغـــــــاست....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
Kimiya va

خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰ بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا … خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده …

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
Kimiya va

از تفریحات من تو دوران بچگی این بود که اب بریزم رو بخاری صدای ” تـسس ” بده خرکیف بشم اون موقه آیپد نبود که بازی کنیم ، با این چیزا سرگرم میشدیم !

Kimiya va
Kimiya va

یکی از شیرین ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که ناظم یا معلم پرورشی سر زنگ ریاضی میومد در کلاس میگفت بچه های گروه سرود میتونن برن! یادش گرامی باد

Kimiya va
Kimiya va

تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست!

Kimiya va
Kimiya va

یه سوالی هست مدت هاست ذهن ِ منو مشغول کرده .. من میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسی رو اختراع میکرد اون روز اول … چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش«ق» باشه غ دومش«غ» ؟

Kimiya va
295287_426498914043179_1736463726_n.jpg Kimiya va

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻼﻏﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ، ﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﺎﻏﻤﺎﻥ ﺗﺒﺮ ﺍﺳﺖ !

Kimiya va
oif0w3.jpg Kimiya va

من به مردی وفا نمودم و او پشت پا زد به عشق و امیدم هر چه دادم به او حلالش باد غیر از آن دل که مفت بخشیدم................................. فروغ فرخزاد

Kimiya va
Kimiya va

شماهام وقتي بچه بودين مامان باباتون بهتون ميگفتن اگه دستتون رو از پنجره ماشين بيرون کنيد کاميون مياد ميزنه دستتون قطع ميشه ؟يا فقط پدر و مادر من با روح و روان من بازي مي کردن ؟

Kimiya va
533812_154832154669839_351773699_n.jpg Kimiya va

Kimiya va
Kimiya va

by.........

Kimiya va
Kimiya va

کــمی عـوض شدم . دیــریست از خــداحـافظی ها غـمگین نــمیشوم . به کـسی تــکــیه نـمیـکنم . از کـسی انــتظار مـحبت نــدارم . خودم بــوسه میـزنم بر دسـتانم . ســر به زانـو هایم مـیگذارم و سـنگ صـبور خـودم مـیشوم . نـگران خـودم مـیشوم . بـرای خــودم هـدیه مـیخرم . با خـودم سـاعت ... هـا حـرف مـیزنم در دنـیای خـودم . کـسی حـق ورود نـدارد جـز خــودم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
Kimiya va

شب ها زیر دوش آب سرد رها میکنم بغض زخم هایم را .... در حالی که همه میگویند : خوش به حالش ... چه زود فراموش کرد ...

Kimiya va
Kimiya va

قانونه منه..کسی که از کنار من رفت به حرمت گهی که خورد حق برگشتن نداره

Kimiya va
Kimiya va

امـان از اين شـب هاي تـابـستان که خـودت هم نـميداني چه مـرگت هـست همه خـوابند و تو مـيمياني و برنامـه هاي تـکراري هـر شب يـک سـکـوت آهـنگـي تــلـخ سـيگاري بـه دسـت سـر درد هــاي دشـوار خـيره شـدن بـه خـيابان و مـرور خـاطرات بـا دِسـِرِ پــوزخــند...!