Kimiya va
یکی از شیرین ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که ناظم یا معلم پرورشی سر زنگ ریاضی میومد در کلاس میگفت بچه های گروه سرود میتونن برن! یادش گرامی باد
Kimiya va
تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست!
Kimiya va
یه سوالی هست مدت هاست ذهن ِ منو مشغول کرده .. من میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسی رو اختراع میکرد اون روز اول … چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش«ق» باشه غ دومش«غ» ؟
Kimiya va
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻼﻏﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ، ﮐﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﺎﻏﻤﺎﻥ ﺗﺒﺮ ﺍﺳﺖ !
Kimiya va
من به مردی وفا نمودم و او پشت پا زد به عشق و امیدم هر چه دادم به او حلالش باد غیر از آن دل که مفت بخشیدم................................. فروغ فرخزاد
Kimiya va
شب ها زیر دوش آب سرد رها میکنم بغض زخم هایم را .... در حالی که همه میگویند : خوش به حالش ... چه زود فراموش کرد ...
Kimiya va
قانونه منه..کسی که از کنار من رفت به حرمت گهی که خورد حق برگشتن نداره
Kimiya va
امـان از اين شـب هاي تـابـستان که خـودت هم نـميداني چه مـرگت هـست همه خـوابند و تو مـيمياني و برنامـه هاي تـکراري هـر شب يـک سـکـوت آهـنگـي تــلـخ سـيگاري بـه دسـت سـر درد هــاي دشـوار خـيره شـدن بـه خـيابان و مـرور خـاطرات بـا دِسـِرِ پــوزخــند...!