Kimiya va
از کیسه های زباله خانه او چند شب است کوچه معطر است… دیگر به کادوهایم عطر نمیزنم…..
Kimiya va
بـــــــــاورکن خیلی حــــــــــــــرف است وفــــــــــــــادار دســـــت هایی باشی که یکبارهم لمســـــشان نکرده ای….
Kimiya va
گاهی دلم میخوادخودم روبغل کنم ببرمش روی تختخواب بخوابونمش ملافه روبکشم روش دست ببرم لای موهاشونوازشش کنم حتی براش لالایی بخونم وسط گریه هاش بگم غصه نخورخودم جان درست میشه….درست میشه… اگرهم نشدبه جهنم..! تموم میشه …بالاخره تموم میشه….
Kimiya va
عاشق اون دسته از پسرا هستم که : به یه دختری میگن : کسی اذییتت کرد به خودم بگو ! دختره هم میگه : عزیزم یکی اذیتم کرده و فحشم داده ! پسره میگه : ولشون کن گلم، مریضن !!! خولامصبا شما که حوصله ندارین چرا الکی میگین!؟
Kimiya va
کاش خدا رو بعضی ازآدمها با ماژیک قرمزعلامت می گذاشت تا ما بدونیم بایدبیشتر مطالعشون کنین…
Kimiya va
گاهی وقتا برای اینکه او باشد … بماند در تنهاییت… دور و برت راه برود … بخندد … با آن لحن دوست داشتنیش حرف بزند… درد دل کند… عطرش بپیچد در دنیایت… باید یاد بگیری عاشقیت را به رویش نیاوری… باید عاشقیهایت را دفن کنی توی دلت… باید بگذاری زندگی کند و تو بی دغدغه تماشایش کنی…
Kimiya va
هرجای این قصه را میخوانم خیس است. نمیدانی وقتی که با بی رحمی هرلحظه قلبم را میشکستی تمام ذهنم یخ میزد.افسوس! چه روزها که خیالم میگفت تو ازتبار وفادارانی وچه ساعتها صرف اندیشیدن به تو میشد.اما حاصل من،اشکهایی شد که غصه هایم راتازه تر میکرد. برسر دوراهی هستم ، یک راهش را سکوتی تلخ فرا کرفته وراه دیگر را احساسی یخ زده. اگرتو بودی کدام مسیر را انتخاب میکردی
Kimiya va
میبینی بعضی وقتا آدم حوصله ی هیچی رو نداره! نه از چیزی خوشحال میشی نه ناراحت نه دلخور نه عصبانی. حتی وقتی اطرافیان هم بهت گیر میدن حسشو نداری جوابشونو بدی حتی تلخ. یعنی اصلا مهم نیست که دارن بازخواستت میکنن اذیتت میکنن یا اصلا تشویقت میکنن. اونایی که خوشحالین. یا امیدوارین.اونایی که دلشوره دارین .عصبی هستین. منتظر هستین. دلتنگ هستین. .و…. قدر حالتون رو بدونید. حداقل یه حسی دارین. بد دردیه مرده ی متحرک بودن.
حالا میتونیم
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 12 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 50 دقيقه قبل