Kimiya va
عشق یعــنی : سـرت را بگــیـرد در آغــوش .. و موهـای ِ سپـیدت را ، بشمـارد دانـه دانـه ! و تـــو حـــــیرت کنــی ! کـه از کـی ، اینــقدر پـــیر شــده ای !!
Kimiya va
بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا از هیچ کار بچگیم پشیمون نیستم ، جز اینکه آرزو داشتم بزرگ شم ...
Kimiya va
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم ...! با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
Kimiya va
نمیدانی بوی کسی روی گونه ات جامانده باشد چه سنگین است... ! قاعده همین بوده از همان ابتدای انگور.... شراب هرچه تلخ تر گیراتــــــــــر !!
Kimiya va
اگر ماهرترین ماهر های دل شکن ها هم باشمـ ـ ـ ـ بازم ردی از خودتــ بــ جا میگذاری کــ نشان میدهد انقدر ها هم کــ میگفتی دلت نازک نبوده و نشکسته ....
Kimiya va
و مــــــــن سر بر کنار خیـــــــ ــــــالت نمیگذاشتم تا مبادا به تو خیانـــــــــت کرده باشم و تـــــــــــــــو هرشب سر بر آغوش دیـــــــگری میگذاشتی تا مبادا از حـــــال و هــــــــوست جا بمانــــــی ......
Kimiya va
مــــرد نــیـــسـتــم امــا ... حـــرفــم یـــکی اسـتــــ ! " تـــــو"...
حالي كردن حرف به بعضي ها...
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 50 دقيقه قبلعلی جون راحت باش
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبلمن با پاشنه کفشم کاری نمیکنم،حیف نیست آخه؟کثیف میشه...
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبلداداش علی
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبلمهم نیس یکی دیگه بخر
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 13 دقيقه قبل