دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

این پروفایل بدون پست های \\\"کپی پیست\\\" می باشد ! کپی پیست از پست های این پروفایل پیگرد قانونی دارد ! درباره »
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム
مرد
امتیاز: 8487

دنبال‌شدگان

(1932 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(793 کاربر)

گروه‌ها

(48 گروه)

بازدید

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

بلنــــد بخـــوان، درشـــــــــــــــت بـــنـــويــــــــــــــــس، آويـــــــــزه ی گوشـــــــــــــــت کن کـــه : "تــقـــوا" آن نــيــــســـــــــــت کـــه بــا يــــک "تـق" وا بــــرود

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

به مامان میگم شام حاضره یه ژست گرفته به خودش میگه الان یه دونه سیب خوردی !!!!!! میگم مامان سیب از کی وعده ی غذایی حساب میشه؟ میگه وقتی شام نذاشته باشم میفهمی(یعنی الان) بدبخته گرفتار منم منننن

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

دختر هفت ساله: ♥ این اتفاق تاسف بار در محله ی جردن رخ داده : مادر دختر ۷ ساله از خانه بیرون میرود برای خرید بعد از ۱۰ دقیقه دختر درب خانه ی همسایه را میزند پسری ۲۷ ساله به اسمه مهدی در رو باز میکنه با روی خوشی با الناز صحبت میکند الناز میگوید : من تنهام میشه بیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز میترسم وگرنه خودم این کار انجام میدادم، مهدی که متعجب شده بود به خانه ی دختر ۷ ساله(الناز ) میرود، وقتی مهدی وارد میشود میبیند گاز روشنه زیره گاز رو کم میکنه بعد الناز برای مهدی یک لیوان شربت میاره داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود، مهدی با خوردنه شربت به خوابی عمیق فرو میرود در همین لحظه الناز داد میزنه بهار بیا یه نفر سرکار رفته همه ی این متن رو خونده

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

خسته از باور کردن هر آنچه به خوردم داده اند ... گاهی از چشم های خود افتادن / از هر سقوطی بد تر است.

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

اگر کاسبی نیست که دوست بفروشد ... در عوض آنقدر دوستان کاسب هستند که تو را به پشیزی بفروشند!

این ارسال را بازنشر کرده است.
(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

به يادحرفهاي پدر ژپتو که ميگفت: پينوکيو چوبي بمان، آدمها سنگي اند، دنيايشان قشنگ نيست واقعا راست میگفت

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

یعنی عاشق این بچه مدرسه ای هام که تو مدرسشون مانور مقابله با زلزله میزارن... اخبار داره نشون میده رفتن باهاشون مصاحبه میکنن... دختر خرس گنده خوابیده رو زمین در حال گریه... خبرنگار در حال دویدن به سمت مجروح(!!!) که مثلا هیجان بالا بره!!! خبرنگار: چی شده خانوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دختره در حال گریه: سر کلاس نشسته بودیم یهو زلزه شد دیوار ریخته رو پام ، پام درد میکنه... ((گریــــــــــــــــــه شدیــــــــــــــــد)) خبرنگار رو به امداد گر: آقا چیکار میتونین واسشون بکنین؟؟؟ امدادگر: ما کمک های اولیه احیا (!!!) رو واسه ایشون انجام دادیم منتظر آمبولانسیم که بیاد انتقالشون بدیم به بیمارستان!!!!!!! مامانم در حال تلویزیون دیدن (باگریه): خــــــــــاک تو سر این خبرنگاره که نمیدونه وقتی طرف درد داره نباید بره باهاش مصاحبه کنه....!!!!!!!!!!! من ، داداشم و بابامگرفتـــــــــــــــــــار شدیم به خداااااااااا

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

استتوسِ یک پسر : امشب می‌خوام تو بالکن بخوابم... . . . . . . . . . . . ۱۵ تا پشه like زدن !!!

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

آنقدر میوه های سم پاشی شده به خوردمان دادند که این روزها با حرف هایمان هم آدم می کشیم ....!

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

به هرکسی از هر نمایندگی که لباس مارک دار می خره بگو:من همینو تو بازار دیدم نصف قیمت بقیش حله!

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

سكوتم از رضايت نيست فكرم مشغول اينه كه چطور دهنت رو سرويس كنم

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

با پرتاب کردن حتی یک مشت برف از فریزر به کوچه به تعطیلی مدارس کمک کنید !

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

هر چقدر هم هویج می خورم باز هم چشم دیدن آدم بی معرفت رو ندارم !

این ارسال را بازنشر کرده است.
(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

روزگار لعنتی ... هـــــــر سازی که زدی رقصیدم. . .خو لا مصب بی انصاف یکبار هم تو به ساز من برقص ؛

(-̮̮̮̮̃̃•̃)  アԾЦリム
(-̮̮̮̮̃̃•̃) アԾЦリム

شوخی وقتی شوخیه که لازم نباشه بعدش بگی شوخی کردم..بــــــــــــاور کن!!