خو امروز یه پیرمرد رو دیدم داشت به گربه سنگ میزد!گربه دو قدم میرفت جلو!دوباره یه سنگ دیگه میزد!این کار فکر کنم حدود 10 بار انجام شد بعدش پیر مرده خسته شد رفت!آهان یه بار هم سنگه خورد به گربهه میخواستم بهش یه چیزی بگم که چرا سنگ میزنی بهش پیش خودم گفتم بزرگتره احترامش واجبه!خو لامصب مگه مرض داری سنگ میزنی؟عجب آدمایی پیدا میشنا!
پســـــــر در حال دویدن زااااارت (صدای زمین خوردن) رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو (شپلخخخخخ "صدای پسگردنی") یک رهگذر: پسر جون حالت خوبه؟ چیزی مصرف کردی؟ یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دس پا چلفتی خنگ ******************** دختـــــــر در حال راه رفتن دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش) رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی فدات شم الهی بمیرم چی شدی تو یهو وااااااااااای یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخای برسونمت دکتری جایی یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتون بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!!
هیچ جاش نکته انحرافی بود
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 32 دقيقه قبلهمون 2 تا رو هم پاک کنی بهتر هم میشه
چون اصن به مضمون جمله نمیخوره
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 30 دقيقه قبلباشه
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 28 دقيقه قبلآفرین
14 سال و 10 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 24 دقيقه قبل

14 سال و 10 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 22 دقيقه قبل