امشب رفته بودم میوه بخرم یه خانومی مسنی تو مغازه بود داشت قیمت میوه ها رو می پرسید. خانومه گفت: سیب کیلو چند یارو گفت : 2 تومن نارنگی کیلو چند 2500 موز کیلوچند 1000 تومن خانومه باقیافه متعجب گفت : سیب یه زمانی اُبهتی داشت بین میوه ها.یارو (فل به داهه ) گفت : این که چیزی نیست این بلال یه روزی اذان می گفت.آقا منو میگی نمی تونستم جلوی خندمو بگیرم زدم بیرون از مغازه.
داشتم میرفتم سوپر محلمون یه ماست بخرم ...تو راه همسایه روبروییمون رو دیدم که 6 تا بچه داره ، 5 تاش دخترن .! سه تا از دختراشم همراش بودن ...! من و دید بغلم کرد ..بــــــه ..چه بزرگ شدی تــــو .. بابا ای ول .! خیلی پسر ماهی هستی .! دورادور تعریفت رو میشنوم همیشه ...!!! بوس ! گفتم اقای مرادی مادیروز همدیگرو دیدیما......!! گفت اِاااااااا ..پس تو همین 1 روزم خیلی بزرگ شدی،اِی ول ....!!!!!!! من که خیلی دوست دارم ....اصلا تو این محل یه با مرامِ ...اونم تویی ..!!! دیگه داشتم از شدت ذوق منفجر میشدم که برگشت گفت صبح ساعت 7 اینا میزنی بیرون ؟! گفتم بله ساعت 7 .... گفت مسیرت رسالتم میخوره ؟! گفتم اره چطور آقای مرادی ؟! گفت بچه هام و فردا صبح میتونی رسالت بزاریشون ؟! صبح زودِ ...سردِ ...خطرناکم هست ،منم نیستم...امشب میرم جایی ، دستت درد نکنه ...!!! من ..تو دلم گفتم به به .چرا که نه اقای مرادی .به روی چشم .حتما ...وظیفه است اصلا. گفت لطف میکنی عزیزم ... پس فردا صبح پسرم مانی و پسر عموش فرید باهات میان تا رسالت .شبت خوش من خو لامصب 5 تا دختر داری ، عدل اون پسرت فردا میخواد بره رسالت!
از صبح مامانم خونه نبود،کل خونه تمیز کردم،یه لیوان آب خوردم گذاشتم رو میز،یادم رفت برش دارم.همین که مامانم اومد تو خونه گفت یه بار نشد برم بیرون بیام این خونه تمیز باشه. گرفتار شدیم به خدااااا
از صبح تا شب گوشیت تو کشوی میزت باشه و اصلا یادت رفته باشه....آخره شبم که با کلی ذوق بری سرش دو تا اس داشته باشی اونم از 7575 .... !!! به این میگن اوج ضد حال !!!
همسایمون کلی خرج کرد تمام در و دیوار بیرونی خونهش را خیلی خوشگل رنگ زد، یه روز نگذشته بود، یکی با اسپری رنگ بزرگ روی دیوارشون نوشت: لیلا عاشقتم، نکن این کارو با من!!!
بابام حسرت زمان باباش رو میخورد، منم حسرت زمان بابام، اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره، همچین با پشت دست میزنم تو دهنش، که نفهمه از کجا خورده !
هیچ جاش نکته انحرافی بود
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 47 دقيقه قبلهمون 2 تا رو هم پاک کنی بهتر هم میشه
چون اصن به مضمون جمله نمیخوره
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 45 دقيقه قبلباشه
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 43 دقيقه قبلآفرین
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبل

14 سال و 10 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل