دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

غربت آن نیست که ندانند کجایی و سراغت گیرند غربت آن است که بدانند کجایی و سراغت نگیرند....!

leila
leila

به ژرفای غم می برد مرا آنجا که ... چشمهای تو در قطر ه های اشک غرق می شود و برای نجات نگاهت کاری از من ... بر نمی آید

leila
leila

آدم ها در دو حالت همدیگرو ترک می کنند اول اینکه احساس کنند کسی دوستشون نداره و دوم اینکه احساس کنند یکی خیلی دوستشون داره

leila
leila

میدونید از بزرگ ترین دروغایی که آدم به خودش میگه چیه ؟ پنج دقیقه میام [!] بوک ببینم چه خبره بعدا میرم

leila
leila

گفته بودم میکشمت آخر ... امروز ... دم غروب ...وقت اذان .... دلم را با اشک آب دادم ... رو به قبله خواباندمش ... یک ... دو ... سه ... تمام شد ... دیگر بهانه ات را نمی گیرد

leila
leila

گاهی در زندگی آدم باید تــاوان بده ؛ تــاوان یه اتفاق ، یه تصمیم ، یه تردید ... شاید این تــاوان به وسعت تمام طول زندگی باشه

leila
leila

پیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات محبوبش از طبقه پایین به مشامش رسید. او تمام قدرت باقیمانده اش را جمع کرد و از جایش بلند شد. همانطور که به دیوار تکیه داده بود آهسته آهسته از اتاقش خارج شد و با هزار مکافات خود را به پایین پله ها رساند و نفس نفس زنان به در آشپزخانه رسید و به درون آن خیره شد. او روی میز ظرفی حاوی صدها تکه شکلات محبوب خود را دید و با خود فکر کرد یا در بهشت است و یا اینکه همسر وفادارش آخرین کاری که ثابت کند چقدر شیفته و شیدای اوست را انجام داده است و بدین ترتیب او این جهان را چون مردی سعادتمند ترک می کند. او آخرین تلاش خود را نیز به کار بست و خودش را به روی میز انداخت و یک تکه از شکلات ها را به دهانش گذاشت و با طعم خوش آن احساس کرد جانی دوباره گرفته است. سپس مجددا” دست لرزان خود را به سمت ظرف برد که ناگهان همسرش با قاشق روی دست او زد و گفت : دست نزن، آنها را برای مراسم عزاداری درست کرده ام

leila
leila

دَخیل می بـندم... نـه ایـنکه گره بگشایی .. می بـنـدم ، که رهـایم نکنی..........

leila
leila

شاید حشره دعا خوان ماده بیرحمترین حشره دنیا باشد. هنگامی که حشره ماده از همسرش باردار شد، به آن نیش می‌زند و همسر نیمه جان پس از جفت گیری غذایی لذیذ برای حشره ماده می‌شود. هر دو جنس ماده و نر این حشرات، شکارچی ماهری هستند. حشره دعاخوان طعمه خود را به آرامی زیر نظر می‌گیرد و در لحظه مناسب بازوان خود را باز می‌کند و طعمه‌اش را می‌گیرد. ضمناً این حشره هم نوع خوار هم هست. (جنس ماده)

leila
leila

از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم آزاردهنده بود . گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچکس مالک کسی نیست . این تجربه واقعی آزادی است : داشتن مهمترین چیزهای عالم بی آنکه صاحبشان باشی.

leila
leila

"گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود که چشمانمان رهایش نمی کند گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم"

leila
leila

آن شب كه دلي بود به ميخانه نشستيم آن توبه صد ساله به يك جرعه شكستيم از آتش دوزخ نهراسيم كه آن شب ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم .

leila
leila

به راستی این غرور چیست؟؟؟ هجی کلماتش.. (غ)غم بی پایان (ر)راه بی برگشت (و)وادی تنهایی ...(ر)رسوایی دل... میبینی!!هیچ جای این کلمه زیبانیست..پس چرا ما آدمها یاد گرفته ایم آن رابه هم هدیه کنیم..کاش میدانستیم چیزهای بهتری هم برای هدیه دادن هست...

leila
leila

چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

leila
leila

اگه من و تو دو برگ بودیم هنگام خزان زودتر از تو میشکستم و می افتادم تا زمانی که تو می افتادی در آغوشت گیرم