دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

دارم به این فکر میکنم که چه روزهایی آهنگ ها به جای آدم ها کنارم بودن و چه خاطراتی که با شنیدن یک قطعه موسیقی به یادم میان…..اینجاست که میگن لعنت به هر چی خاطرس!!!

leila
leila

يه اصفهانیه قله اورست رو فتح مي‌کنه. بهش ميگن: انگيزه‌ات چي بود؟ ميگه: خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن!

leila
leila

اولي: چرا سرت را بستي؟ دومي: از يك قهرمان بوكس پرسيدم ساعت چنده، اونم 5 بار با مشت زد تو سرم. اولي: خوب تو چيكار كردي؟ دومي: خدا رو شكر كردم كه ساعت 12نبود!

leila
leila

ميره ساندويچي ميگه: يه نون اضافه با يه نون اضافه بدين

leila
leila

به خدا من ديوانه نيستم، من نويسنده‌ام، يه کتاب 500 صفحه‌ي بنام "صداي پاي اسب" نوشته‌ام. دکتر: بله، کاملاً درسته، فقط تو 500 صفحه کتاب يک کلمه نوشتي اونهم "پيتيکو ... پيتيکو ..

leila
leila

بچه تهرونیه در و پنجره ساز بوده، ميره خواستگاري ازش مي پرسن: آقا داماد چي کارن؟ کلاس ميزاره ميگه ويندوز نصب مي کنم.

leila
leila

افغانيه ميره خونه زنه دزدي، زنه ميگه بيا اين پول و طلا ها مال تو با من کاري نداشته باش! ، افغانيه ميگه: خودتو به اون راه نزن! بگو کيسه نون خشکا رو کجا گذاشتي؟

leila
leila

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت. پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند. صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد. سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد. نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد. او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد. زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری! نجار ، یکه خور

leila
leila

ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم. اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست. آری ، درست است . شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود. یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

leila
leila

بهترین لحظات زندگی از دید چارلی چاپلین ................

leila
leila

عشق در لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

leila
leila

عشق مانند نواختن پیانو است، ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

این ارسال را بازنشر کرده است.
leila
leila

انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است

leila
leila

انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

leila
leila

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم، پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.