ツ liDa ツ
مینویسمت..." تو " را میان اصطحکاک مداد و کاغذ گیر خواهم انداخت شاید اینگونه بشود تو را " تجربه " کرد...!!! برای تویی که قلبت پـاک است...
ツ liDa ツ
دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم … ” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!
ツ liDa ツ
بيا... بيا تا به همه ثابت كنم، غير ممكن ها هم ممكن مى شوند روزى...
ツ liDa ツ
خـــدایـــا حــواســــت بـــه ایـــن پاییـــــن هســــت میبینــــی چــــه خبــــــره ؟؟
ツ liDa ツ
دفتر تلفن یه اصفهانی#دیدگاه
ツ liDa ツ
به جهنم که پیر میشوی دیوانه !!!!! چروکِ زیر چشمانت همانقدر زیباست که چینِ رویِ دامنت
ツ liDa ツ
این روزها اشک هایم مثل تو شده اند!!!گریه میکنم اما نمی آیند!!
ツ liDa ツ
این روزها وقتی با یه نفر دست میدی باید بعدش انگشت هات رو هم بشماری و ببینی که هر 5 تا رو پس گرفتی یا نه
ツ liDa ツ
لَعنَت بـه همه صراط هاے مُستَقيمے کـﮧ عـُرضـﮧ نـَدارند مرا بـه تو برسانَند
ツ liDa ツ
وقتی تمام راه را آمدم.. وقتی تا تو هیچ نمانده بود.. چقدر دیر یادش آمدخدا... کــه مــا قــِسْــمــَــتـــِ هـــم نــبــودیـــم !
ツ liDa ツ
خـســـته ام تــنـــم کــمــی مُـــردن مـیـخواد ....
ツ liDa ツ
امشب تمام حوصله ام را در یک كلام كوچک در تو خلاصه كردم ای كاش می شد ... یک بار تنها همین یک بار تکرار می شدی ! تکرار
ツ liDa ツ
این روزهــا...!! هر جایی را که نگاه می کنم...!! پـــــــــر است...!! از وجود ِ آدم های بی وجــــود
ツ liDa ツ
من تمنا كردم كه تو با من باشى تو به من گفتى: "هرگز...هرگز..." پاسخى سخت و درشت... و مرا غصه ى اين "هرگز" كُشت...
ツ liDa ツ
لرزش دستانم با پیرمردی برابری میکن که جسمی کهن سال دارد... امشب روحم صد سال را رد کرده است...