ツ liDa ツ
بعضی وقتا نمیشه غیر مستقیم مطلبی رو به کسی گفت... حتما باس بری مستقیم جلوش وایسی بهش بگی دوستت دارم... میفهمی؟
ツ liDa ツ
عجـــــــــیب است !!! یــــک جای کــار اشــــکال دارد . نه به پدرم رفته ام ، نه به مادرم ! ... مــــــــن "به بــــــــاد رفته ام" .
ツ liDa ツ
خدایــــــــــــــــــا ...
به حد کافی خیال بافتم ...
و تنم کردم ...
یه کم واقعیت شیرین ...
لطفا ...!
ツ liDa ツ
امشب رها از زمان! تنها به تو می اندیشم... آهنگ های تکراری, خاطرات تکراری, و اشک های تکراری... تکرار در بودن تو هیچ گاه تکراری نمی شود...
ツ liDa ツ
تو به درد من نمیخوری ؛ به زخم من میخوری! با نمک ...
ツ liDa ツ
وقتی به دنیــــا آمدم آنقدر شوکـــه شدم که تا دوسال قـــدرت حرف زدن نداشتم !!
ツ liDa ツ
حق با کشیش ها بود گالیله! زمین آنقدرها هم گرد نیست… هر کس میرود دیگر باز نمیگردد…
ツ liDa ツ
مهم نیست چه اندازه ای هستی؟ مهم اینکه حقت رو بتونی بگیری !
ツ liDa ツ
دیـــروز ، همیـــن حَـوالـــی
زلـــزله ای آمــد...
حـالا همـه حـالـَمــ را می پـُرسند !!!
بـی خـبـر از اینـ ـکـه " مــَن"
بـه ایـن لـرزیـدنـهـا
سالهـاسـتــ کـه عـادتـــ کـَرده امـــ...
بـه لـرزشـهای شـَدیدِ شـانه هایـَمــــ
و تـَـرَکــ ــهای عمــیــقِ قــلــبــمـــ...
امـّـا هنـوز " خـــوبَـــمـــ!!! "
ツ liDa ツ
گفـــــته بودمــــــــ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ ! حـــــرفمــــــ را پس میگــیرمـــــــــ بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد!
ツ liDa ツ
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند...! ...اما من... جلوی دهانش را میگیرم... وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد...! این روزها من خدای سکوت شده ام ...! خفقان گرفته ام ... تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود...
ツ liDa ツ
مثل زن های حامله شده ام ! با این تفاوت که آنها با بوی غذا بالا می آورند و من با بوی خودم و این زنده گــ ـی لعنتی . .
ツ liDa ツ
گــــفته باشــــم !.!.! مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛ تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد ! سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !