ツ liDa ツ
خدایا دستم به اسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد " بلندم کن "
ツ liDa ツ
چقدر جای تو خالی ست ، جای خالی ات را با هیچ چیز نمی توان پر کرد ! حتی با گزینه مناسب !!!
ツ liDa ツ
روزی خفه خواهم شد... بس که دردهایم را نجویده قورت میدهم...
ツ liDa ツ
با عشــــق او احمــــق ترین انســــان دنیایــــــم او ... از همان آغاز هم لیلای دیگرداشت
ツ liDa ツ
مرا به تختم ببندید و سیگاری برایم روشن کنید و تنهام بگذارید ... هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید ... من دارم او را ترک میکنم !!!
ツ liDa ツ
"دُنـیـای مـَجـازی شـلـوغ تـریـن سـرزمـیـنِ تـنـهـایـی است.. بـا هـمـه کَس هستـی و بـا هیــچ کـَس نـیـسـتـی !!!
ツ liDa ツ
خدایا... بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!! ... من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم !!
ツ liDa ツ
دروغ می گوید! ناشیانه هم دروغ دروغ می گوید! اما "پدر" آنقدر دوستش دارد كه همه دروغ هایش را باور می كند و چنان محبتش را به دل گرفته است كه تنها وجود خودش را - كه در او تبلور یافته است - می بیند، بی آنكه دروغ هایش به چشم بیایند! و یك روز.... دروغ های او ...
ツ liDa ツ
وقتی از " رابـطـه دوسـتــی " بعضی ها به مسائل " جـنـسـی " فکر میکنند و بعضی ها به " شـارژ ایـرانـســل " ! درک میکنی که " تـنـهـایـی " هم زیاد بد نیست 8->
ツ liDa ツ
نگــــران مــــن نبـــاش! ایـــن روزهـــا فکـــر مــــی کنـــم تـــــرس از دســــت دادنــــت هــــزاران بــار بیشتــــر از نـــداشتنــــت "درد "داشـــت....
ツ liDa ツ
نشانی ام را نپرس که اگر نیامدی بهانه ای داشته باشی...
ツ liDa ツ
مـن می بـافـم … تـو می بـافـی … . مـن بـرای ِ تـو کـلاه ؛ تـا سـرت گـرم شـود ، تـو بـرای ِ مـن دروغ ؛ تـا دلـم گـرم شـود
ツ liDa ツ
عشق پدیده شگفت انگیزیست.... درگیرش که شدی.... یک گوسفند گربه صفت را صدا می زنی جوجو...!
ツ liDa ツ
بيزارم از اين خواب ها ، که هر شب مرا به آغوش تو می آورند ؛ و صبح با اشک ، از تو جدايم میکنند ....
ツ liDa ツ
تو دور می شوی من در همین دور می مانم ! پشیمان که شدی برنگرد ! لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !...