تنها دل تو نيست كه چون ما شكسته است **اين كاسه كوزه بر سردنيا شكسته است **از من يكی مپرس كجای دلم شكست **يكجا دو جا كه نيست صد جا شكسته است **از بس كه ذره ذره دلم را شكسته اند **حسرت برم به آنكه به يكجا شكسته است** هرگز كسی به بیكسی ما نميرسد **ما را كسی كه داده تسلی شكسته است **ديگر چگونه با دل خود درد دل كنيم **ظالم تمام آينه ها را شكسته است **غمها چه بيدريغ فراموش ميشوند** گويي تمام دست وقلمها شكسته است**
زیر بارون ، بدون چتر ...با دستانی یخ کرده ، دست در دست هم ...توی پیاده رو های آب گرفته ی شهر ... نگاه مردمی که با حسرت ما را نگاه می کنند ...خواب قشنگی بود ... اما باز هم خیس شدم .. نه از آب باران ، از اشک ..