✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … ! از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “ فهمیدم پای ” او ” در میان است . . .
✔کتــ☾ــے ...
گاهی که نگاهی به اطرافم می کنم دیوانه می شوم... از نگاه هایی که هیچکدام شبیه به نگاه تو نیست... بغض می کنم چشمانم را می بندم و به یاد نگاه های عاشقانه ات قطره اشکی را روانه ی گونه های خشکیده ام می کنم...
✔کتــ☾ــے ...
رفته برام دعا کرده ...کلی نذرو نیاز...روانی نمیفهمه نبودنش دردمنه.....دعامیکنه من خوب بشم خودش نیست...