✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
۸۰ میلیون هم زبان:مانده ام!! چرا فقط٬ زبان تو یکی را خوب میفهمم.
هذيان با آيينه
اروم اروم...میرم...که جامو کسی بگیره.
✔کتــ☾ــے ...
سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم سلام ای خنجر حرفای مردم سلام ای آشنا با رنگ خونم سلام ای دشمن زیبای جونم بازم نامه می دم با سطر قرمز آخه این بار شده من با تو هرگز نمی خوام حالتو حتی بدونم تعجب می کنی آره همونم همونی که زمونی قلبشو باخت همون که از تو یک بت ، یک خدا ساخت همونی که برات هر لحظه می مرد که ذکر نامتو بی جون نمی برد همونم که می گفتم نازنینم بمیرم اما اشکاتو نبینم همون که دست تو ، مهر لباش بود اگه زانو نمی زد غم باهاش بود حالا آروم نشستم روی زانوم ولی دیگه گذشت اون حرفا ، خانوم تعجب می کنی آره عجیبه می خوام دور شم ازت خیلی غریبه خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟ با این نامردیات بازم باهاتم ؟ برات کافی نبود حتی جوونیم تموم شد آره گم شد مهربونیم دیگه هر چی کشیدم بسه دختر نمی بینیم همو این خوبه ، بهتره دیگه بسه برام هر چی کشیدم فریبی بود که من از تو ندیدم ؟ دروغی هست نگفته مونده باشه ؟ کسی هست تو خیال تو نباشه ؟ عجب حتی دریغ از یک محبت دریغ از یک سر سوزن صداقت دریغ از یک نگاه عاشقونه دریغ از یک سلام بی بهونه....
✔کتــ☾ــے ...
چه نا اميد و خسته ام از اين فضاي لعنتي كسي نفس نمي كشد در اين هواي لعنتي نشسته اند در كمين ، گلوي اعتراض را تفنگ هاي آهني فشنگ هاي لعنتي همیشه موقع غروب دلم چه تنگ می شود براي جرعه اي شراب و يك صفاي لعنتي فكوس كرده اي مرا درون لنز بي كسي بگير عكس تازه اي از اين نماي لعنتي نشسته ام درون خود درون غربتي غريب چرا رها نمي شوم از اين كُماي لعنتي دوباره كوچه پُر شد از صداي عاشقانه اي چه داغ ها كه تازه شد از اين صداي لعنتي چرا سياه مي شود تمام لحظه هاي من نمي رود ز خانه ام غم و عزاي لعنتي در اين سراب گم شدم ، به خانه ات ببر مرا كه وا نمي كند كسي دري براي لعنتي جواب اين سوال ها گمان كنم به دست توست تو اي نشسته در دلم ، تو اي خداي لعنتي
✔کتــ☾ــے ...
واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟ صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت، هم کلید زندگیست گفت زین معیار اندر شهرما یک مسلمان هست آن هم ارمنیست