دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اسم جديدمممممممممممممممممممممم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من اومدم خوش اومدمممممممممممممممممممممممممممم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ من رفتم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@arman

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خالي يهني بي تو...بي تويهني خالي.....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شکهایم را خواهم ریخت بر دفتر عشق هق هق میزنم بر سجده عشق به کجا روم خدایا من از این زمین تاریک تو نگفته بودي که چنین افریدی تو به من س‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍پرده بودي به توراست من بگویم تو به من گفته بودي که به جز تو نام نگویم تو که بودي خالق من تو که بودي عاشق من... رسم عاشقی چنین است ؟ که بتازی بر دل من..

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

چرا ای "جان"؟! ... مگر مأمور بودي؟ که از همراهی‌ام معذور بودي! نمی‌دانم ولی حدس من این است گمانم تابع دستور بودي تو را دیدم جدا می‌رفتی از من سرا پا اشتیاق و شور بودي رها بودي و آرام و سبکبال شبیه سایه‌ای از نور بودي و آغشته به عطر یاس و ریحان كه شاید همنشین ِ حور بودي به دنیا هرچه من نزدیک بودم تو از دلبستگی‌ها دور بودي تنِ بیمارِ من از جنس این خاک! تو اما بی‌هراس از گور بودي! اگر چه، ... حکم پروازت نیامد که از چشم اجل مستور بودي ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

کاش اينجا بودي بر همین بام بلند در کنارم جای تو همچنان خالیست دستانم پی دستان تو میگردند هنوزم گرمی آغوش من باقیست کاش اينجا بودي همه ی پنجره ها بسته اند همه ی کوچه ها خسته اند در نگاه من همه دنبال تو میگردند پنجره ها هر صبح به امید دیدار تو باز میگشتند و کوچه ها به یاد آن نوازش های معصومانه ی پاهای تو آباد میگشتند اما امشب که همه رفتند من بر این بام نشستم من چشم به دنبال تو بستم کاش اينجا بودي بر همین بام بلند که همین جا تو اول بار فر ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من دلم می خواهد پیش من می ماندی شعر من را با ساز زیر لب می خواندی... کاش اينجا بودي... می شکاندی من را ولی اينجا بودي... کاشکی این دیوار می شکست آخر سر یا که آن حس مخوف دفن می شد، دفن زیر بار دیوار... مرگ من نزدیک است خوب می دانم من...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@herose

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

پشت ديوار تنهايی ها نشستم برای تو و قلب پاکم گريه کردم گفتم يبا ای نازنينم بيا که ديگر طاقت دوری ندارم گفتم بيا قفل سکوتم را شکستم بيا ببين که دل به آوای تو بستم گفتم ببين تاج غرورم زير پايت شد ذره ذره قلب من با آن نگاهت گر نرفتم من دو پايم خسته بود هر چه من فرياد کردم هر دو گوشت بسته بود نازنين اين دل شکست از جور تو شور عشق و عاطفه پژمرد از هجران تو اين منم تنهای تنها خسته از بيداد تو تو کجايی ؟ بسته اند آنجا مگر چشمان تو؟ .........

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

با تو آسمون رو داشتم با تو از عشق مینوشتم با تو پر بود از ترانه لحظه لحظه های عمرم چشم من غربت چشماتو صدا کرد چشم تو غربت مهمون دلم کرد ای تو تنها راه چاره واسه دردای دل من داشتنت برام محاله ای تو تنها باور من توئی اون ترانه ای که تا ابد با دل میمونه بی تو من یه بی پناهم توئی تنها آشیونه اومدی مثل مسافر توی جاده های قلبم خیلی آسون تو گذ شتی از کنار اشک قلبم یه قناری یه گل یاس میکنم هدیه به چشمات تا تو هم یادت بمونه این منم همیشه عاشق عاشقه اون ناز چشمات

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

نه...سرمایمان از زمستان نبود بجز ما کسی زیر باران نبود زمان روی یک سیب آغازشد ولی سیب آغاز انسان نبود خداخوردن سیب رامنع کرد خدا آن زمان ها مسلمان نبود خدا دید ما دوستدار همیم که از خلقت خود پشیمان نبود اگر لذت با تو بودن نداشت چنین خوردن سیب آسان نبود خدا راند ما راشبی از بهشت بهشتی که اندوه درآن نبود زمین ذره هایی پر از درد داشت فقط آدم این گوشه مهمان نبود خیابانی اول خدا آفرید که جمعیت آن فراوان نبود بجز ما که درآن قدم می زدیم کسی عابرآن خیابان نبود دل آدم آن وقت ها غصه داشت ولی غصه اش قحطی نان نبود وحالا به خاطر می آریم ما زمانی که زنجیر وزندان نبود زمانی که هنگام مجرم شدن بجز سیب دردست انسان نبود

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

مهربان سبد معذرتم را بپذیرکار کودک این است ؛ اولش حرف زند ، به تامل بنشیند بعدش آنقدر شاعرم امشب که فقط ؛ بیستون کم دارم ، تیشه عاقبتم را بدهید آنقدر ساده سخن میگویم ؛ که اگر یکنفر از کوچه دل درگذرد ، دل و دلداده روی هم بیند …