✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
می نویسم تا بدانی : اسم ها تکراری ولی یادشان همواره قشنگ !
✔کتــ☾ــے ...
میروم اما بدان یك سنگ هم خواهد شكست.آنچنان كه تارو پود قلب من از هم گسست.میروم با زخم های مانده از یك سال سرد.آن همه برفی كه آشیانم را شكست. میروم اما نگو بی وفا بود و نماند. از هجوم سایه ها دیگر نگاهم خسته است ...!
✔کتــ☾ــے ...
هیچ كس تنهاییم را حس نكرد بركه طوفانیم را حس نكرد او كه سامان غزل هایم از اوست بی سرو سامانیم را حس نكرد
✔کتــ☾ــے ...
خدایا با اینكه در تنها ترین تنهاییام تنها ترین تنها كسم تنهای تنهایم گذاشت تو به حق تنهاییت در تنها ترین تنهایاش تنهای تنهایش نزار! مثل آن مسجد بین راهی تنهایم.... هركس هم كه می آید مسافر است میشكند.... هم نمازش را ..... هم دلم را ..... و میرود..
✔کتــ☾ــے ...
شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد ... خبری از دل پر درد گل یاس نداشت... باید اینطورنوشت هر گلی باشی چه شقایق , چه گل پیچک و یاس, زندگی اجباری است!!!!!!! زندگی در گرو خاطره هاست!!!!!!!! خاطره در گرو فاصله هاست!!!!! فاصله تلخ ترین خاطره هاست!!!!!!!
✔کتــ☾ــے ...
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است که تا شمال ترین شمال با من رفت و در جنوب ترین جنوب با من بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی که . . . - دگر کافی ست.
✔کتــ☾ــے ...
برای تولد باران می خواهم بچکد روی این گونه و احساس بریزد بر من که من بیست تمامم!
✔کتــ☾ــے ...
خواستم برایت شعر کنم گفتم بگذار شعر چشمانت را بخوانیم!