✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
برای اون گلی ببار که مثل من کاغذی نیست یه لحظه هم نگاه نکن به گلبرگ رنگی خیس اگه به گلبرگای من یه قطره بارون بباره همون یه مشت کاغذ خیس تنها نشونه ی منه
✔کتــ☾ــے ...
چشمانت کارناوال آتش بازی است یک روز در هر سال برای تما شا یش می روم و باقی روزهایم را وقف خاموش کردن آتشی می کنم که زیر پوستم شعله می کشد.
✔کتــ☾ــے ...
سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد.
✔کتــ☾ــے ...
بگذارید تا میتوانم بازی کنم که فردا با من بازی خواهند کرد بگذارید بچه بمانم.
✔کتــ☾ــے ...
این چه عشقی است که در دل دارم ، من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی زمن و در طلبت ، باز هم کوشش باطل دار
✔کتــ☾ــے ...
دلواپسی من از نیامدنت نیست! می ترسم در پس این دل دل زدن ها بیایی و دلخواه تو نباشم.