✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
ارام و بی صدا در گوش ادمها سیلی میزند .......زمانه و چقدر نیمی از ما خواب هستیم.........
✔کتــ☾ــے ...
من مگه میزارم بری؟ برای چی دلواپسی؟ی جایی توقلبم داری ک نمیدمش ب کسی........
✔کتــ☾ــے ...
چشمانت آنقدر شفاف است نگارم که تا اعماق مهربانی قلبت در آن برق میزند...
✔کتــ☾ــے ...
هر صبح پنجره هر صبح آفتاب عطر تو باز در کلماتم چه میکند؟
✔کتــ☾ــے ...
و علیرغم این جلوههای مکرر عشق ای عشق! در رگم مثل باران تازگی کن.
✔کتــ☾ــے ...
سوتِ چندیـن قطار است در رگ من ؛ امشب انگار دلتنگیام ایستگاهی ندارد.
✔کتــ☾ــے ...
ما را همین بس است: چشمی برای دیدن باران گوشی برای نغمه و نجوا دستی برای ترجمه دستهای تو.
✔کتــ☾ــے ...
نخ باران به سرانگشت تداعی تو وصل است یاد میآورمت ابر میآوریام.