خوب من ميتينگ قبلي راحت نبودم ازپا دردهم شبش نخوابيدم هي ازاينور ب اونور ميرفتم...جامون يكم كوچيك بود...تصميم جديد گرفتيم منو @امیر (رهگذر) ك ي روز هماهنگ كنيم بريم پارك يا ي چيزي تومايه هاي پارك چمران بعد غذا بگيريم و لوازمو ك همه راحت باشن.....اونجوري بيشتر ميچسبه.....ايشالله ميتينگ اينبار متفاوت تره و صميمي تر
این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک گاهی انتظار... این سهم چشم های من است. مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... سكوت... این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان!
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند!.......... اما من جلوی دهانش را میگیرم.......... وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد! ......این روزها من خدای سکوت شده ام ........خفقان گرفته ام ! تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود........