che jaleb.tazegiya dahanaram servis mikonan.pas say kon ro [!]esh koni o0n dorobar khodaii nakarde zelzele o0mad mohkam bashe dg in jori bi sibil nashi
برای ""تــــــــــــو"" به دوستی سوگند هر آنچه خواهی از من بخواه... صبر مخواه ...که صبر ... راه درازی به مرگ پيوسته ست....تو آرزوی بلندی و.... دست من کوتاه... تو دور دست اميدی و پای من خسته است ....همه ی وجودم مهر تو است .... چراغ چشم تو سبزست ....و راه من بسته است
برای "تـــــــو"..... دستانت را در دستان گرم و شفيق او مي گذاري ...ناگاه براي لحظه اي نفخه اي از نفس دوست بر تو مي وزد ... آن دم را چون جان شيرين غنيمت مي داني... درنگ نمي كني . برمی خيزي پنجره را باز مي كني ...فارغ از همه چيز ... چشمان خيست را مي بندي... و نفسي عميق مي كشي... به وسعت عشقت ... بازو مي گشايي ... انگار مي خواهي جانِ جان را در آغوش بگيري.... مي داني كه هر لحظه از زندگي ات را.... كه بي او سپري كرده اي .... بطالت محض بوده.... و لحظاتي را كه با او گذرانده اي .... زنده بوده ای و به حساب زندگي ات خواهند گذاشت ...
مرا زمانی از دست دادی
که میان روزمرگی هایت گم شده بودی
و تو فرصت آن را نداشتی
که دلتنگم باشی
عجب از من !!!
تمام دلمشغولی ام تو بودی …
تمامی دقایقم با تو می گذشت
اما حتی در لابه لای دفتر خاطراتت هم
نبـــودم !!!