دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شنیدن صدای

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

یــــــادش گذر کرد از دلم . . دلم به پرید

این ارسال را بازنشر کرده است.
تــــرانه
تــــرانه
در حلقه

حداقل جای پدرم باش که بهم ندادی / خدا

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرمان
1001225_487050944721295_474475064_n.jpg آرمان

کاشکی هیمالیا ولشون کنه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
__** پسر**__
__** پسر**__

و دلت آرام میمیرد وقتی ...میفهمد دلی با او نیست .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

ادامه بده... به لبخند / به نگاه! به جشن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

همه تلخ ترين يادهاي من... تلخ ترين ....يادگارهاي من....

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

دلم به این همه آیینه.... رو نخواهد كرد ....به جز نگاه تو را.... جست و جو نخواهد كرد......

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

برای ""تــــــــــــو"" به دوستی سوگند هر آنچه خواهی از من بخواه... صبر مخواه ...که صبر ... راه درازی به مرگ پيوسته ست....تو آرزوی بلندی و.... دست من کوتاه... تو دور دست اميدی و پای من خسته است ....همه ی وجودم مهر تو است .... چراغ چشم تو سبزست ....و راه من بسته است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

برای "تـــــــو"..... دستانت را در دستان گرم و شفيق او مي گذاري ...ناگاه براي لحظه اي نفخه اي از نفس دوست بر تو مي وزد ... آن دم را چون جان شيرين غنيمت مي داني... درنگ نمي كني . برمی خيزي پنجره را باز مي كني ...فارغ از همه چيز ... چشمان خيست را مي بندي... و نفسي عميق مي كشي... به وسعت عشقت ... بازو مي گشايي ... انگار مي خواهي جانِ جان را در آغوش بگيري.... مي داني كه هر لحظه از زندگي ات را.... كه بي او سپري كرده اي .... بطالت محض بوده.... و لحظاتي را كه با او گذرانده اي .... زنده بوده ای و به حساب زندگي ات خواهند گذاشت ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.