شبها عبور میکنم ، بدنبال حتی سوسویی وهم انگیز، دریغ از یک انعکاس کاذب....امیدم از ستاره هاناممکنی ساخته به ژرفای تباهی، سربه زیر دارم تا قدمهایم به خارای عبور زنده بماند.یادهایم را بدست باد می سپارم تا ذره ذره به برباد رفته هایم برسم.......شاید آنجا...رهگذر