کسی با نام تو دارد در من زندگی میکند وقتی تو آواز می خوانی من در بهشت قدم می زنم با امیدی بزرگ با دستانی تهی و نگاهی به عمق لحظات و پاره شدن تکه های قلبم وهوایی که درین نزدیکی نفسهایم را به شماره می اندازد وقتی تو را می آورد باور کن از همین جا که ایستا ده ام دوست دارم از همه ی بود و نبودم صبح های آمدنت را در چمدانم بریزم و همان لحظه دنیا را ترک کنم باور کن این راه بی دستانت هیچ چیزی ندارد که بخواهم به پایانش برسانم..
بچه ها من از همتون خاهش میکنم بحث سیاسی رو اینجا تموم کنید. خاهش میکنم... / ناخاسته داره بینمون جدایی میفته و این اصلن خوب نیس / اول از آواتاراتون شروع کنید...