@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... یک روز #مجازی بود ... روزی که هنوز ... گرمی دستهایش را ... در دستهای یخ زده ام حس نکرده بودم... و شرم نگاهش را ... دیگر خطوط #مجازی پنهان نمیکرد ... آری روزی #مجازی بود ... اما این روزها ... سخت واقعی شده اند ... تمام محبت های مجازیش ... تمام نگرانی هایش ... همه و همه ... بوی نم دار واقعیت گرفته اند ... "ارکیده"
خواهش میکنم عزیزم ... ببخش دقت نکرده بودم به قانون ... قانون قشنگیه ... قبلا من یه گروه از شاعرها عضو بودم که هر نفر یک کلمه از شعرش رو لایت میکرد و نفر بعدی با اون کلمه شعر میگفت ... کار زیباییه