هم آرامم ُ هم بی قرار ، هم شادم ُ هم غمگین ، هم صبورم ُ هم بی تاب
و بیش از همه ی این ها دلتنگم
روزها می گذرند ُ من فقط بی قرار می شوم ُ دلتنگ
چیزی ست در من ک ِ فریاد می زند تمام ِ وجودم را
اما ، این بغض ِ در گلو نشسته در درون خفه ــَم می کند
دلتنگم برای همه ی لحظه هایی ک ِ چه زود خاطره شدند
و چه زود از من گذشتند
تمام حس های تلخ ُ شیرین دنیا با من است ../
Salam bacheha,hameye donbaleriaye gol hamatono dos daram bavhe ha mn dg nemiam donbaler vali behtarin jayi bode ke kasi ro peyda kardam ke gol bode o behtarin saiti bode ke vaghti dele adam migire o bayad be kasi bege mitone toye sait bege o khodesho khali kone bscheha doseton daram by merci tarahaye donbaler
از آسمون تلپی افتاد روبروم مث ِ ی نقطه نور تو تاریکی
عاشقش شدم , از صبحونه ی کنار جاده بگیر تـــــا گلاب گیری و ناهار و توت خوری و اون بهشت ِ کوچولو .
قمصر
گلاب گیری - استراحت تو اون خونه ی خیلی خوشگل و حرف و حرف و درد دل - ناهار تو تراس و بازم استراحت و درد دل و گریه و مناظره - درد و خواب - اون منطقهی خیلی خوشگل و خاص و عکس انداختن ـا و خندیدن ـا - توت خوری و خرید نون و شوید و نعنا و دور دور کردن ـا - خنده های فاطمه کوچولو و تعریف ـای اون آقاهه و در نهایت رفتن به اون بهشت کوچولو .
مسلم آباد / ی ده تو دل کوه
بهشت کوچولو همون جایی بود ک کوچیکیش قد ِّ ی نقطه بود و خونه های کاه گلی ش بهش زیبایی میداد
امـا اون خونه ک تو دنج ترین جای دِ ه بود !! - #لب-کوه - و جلوش درخت انجیر داشت و از پایینش #نهری رد میشد ک میگفتن سیصد سال ِ ازونجا بطور مداوم رد میشه و از دل کوه میاد
خونه ای ک زیرش قنات بود
خونه ای ک دم اذان رادیوش روشن میشد تا اهل دِه از اذان باخبر بشن
خونه ای ک سقفش گنبدی شکل بود و باغ صاب خونه تو دامنه ی کوه بود - زیر نهر آب - ی باغ پر از درخت گردو و بادوم و سیب و توت و .... که #چینه های دورش زیبایی شُ چندین برابر میکرد .
ادمای خوشگل و خوشدل و مهمون نوازشون ک دیگه معرکه بود , طعم چایی شون برام خاص بود و توت ـاشونم انگار ک واسه خود بهشت بود .
دل کندن ازونجا خیلی سخت بود , خیلی .
سفر ِ از غیب رسیده ی عجیــــب دوس داشتنی , دوست داشتم و از بهترین سفرهای عمرم بودی :ط .