گلوی آدم را گاهی باید بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جاباز شود. دلتنگی هایی كه جایشان نه در دل؛ كه در گلوی آدم است. دلتنگی هایی كه می توانند آدم را خفه كنند.
@✔کتــ☾ــے ... هيچ ارتباطي به يوسف نداشت! اول اينكه يوسف نبي بود نه داراي عصمت ، عصمت مختص 14 مولاست و پيامبري از او گرفته نشد بلكه چون از اسب مقابل يعقوب پياده نشد خداوند فرمود ديگر از نسل تو پيامبر نميشوند!
این حس ِ لعنتی گاه قلم هم دیگر همراه نیست نمیتوان تمام ِ حرفها را گفت............ نمیشنود نمیفهمد لعنتی نمینویسد.......... پس به که بگویم حرفهایم را کاغذ سپیدی بدهید برای خط خطیهایم !
البته نه دوست داشتن ادمها خیلی زیباست
مهم این هست که انکه در قلبت حکمرانی میکند را چقدر دوست داری
اگر واقعا دوستش داری برای داشتنش تلاش میکنی
و اگر تلاشی نکنی و تنها بگویی دوستت دارم بزرگترین بی عدالتی دنیا را انجام داده ای
شنیده ام ادمها به روشهای خاص خود عشقشان را نشان می دهند
اما همه خوششان میاید طرف مقابلشان به روش مورد علاقه خودشان بهشان ابراز علاقه کند
اگر دیدی کسی به همان روشی که میپسندی ابراز علاقه میکند و به روش خودش هم عشقش را نشان میدهد او را احمق ندان بلکه او عاشق هست اگر با غرور ه او نگاه میکنی و همیشه او را تحقیر میکنی بدان روزی تمام مدت حسرت او را خواهی خورد برای همین میگویم یوسف پیامبر وقتی بخاطر غرور سلطنت فراموش کرد پدرش را و عصمت پیامبری از او گرفته شد دیگر اینقدر منتظر امدن این فال نباشید یوسف گمگشته باز اید به کنعان غم مخور بدان یوسف تو هم حواسش پرت هست و تو را از یاد برده اری دردناک هست اما همیشه به کسی عشقت را نشان بده که عشقش را نشان داده و اگر هم او نفهمید ناراحت نباش حکمتی در کار بوده که تو خبر نداری چیست
خانمی برای دیدنِ پسرش به محلِ تحصیل اون یعنی لندن رفت ! اونجا متوجه شد یه دخترِ انگلیسی با پسرش هم اتاقیه ! مثلِ همه ی مامانا مشکوک شد اما مسعود گفت : من میدونم چه فکری میکنی مامان !ولی ویکی فقط هم اتاقیه منه ! یه هفته بعد از برگشتن مامانِ مسعود ، ویکی به مسعود گفت : از وقتی مامانت رفته قندونِ نقره ی من گم شده ! یعنی مامانت اونو برداشته ؟ مسعود گفت : غیرممکنه ولی بهش ایمیل میزنم ! تو ایمیل خودش نوشت : مامان عزیزم ! من نمیگم شما قندونو از خونه ی من برداشتی ، و درضمن نمیگم که برنداشتی ! اما واقعیت اینه که از وقتی شما رفتی تهران قندون گم شده ! با عشق ... مسعود ! روز بعد ایمیل مادرِ مسعود : پسر عزیزم! من نمیگم تو با ویکی رابطه داری، و در ضمن نمیگم که رابطه نداری ! اما واقعیت اینه که اگه اون حداقل یه شب تو تختخوابِ خودش میخوابید ، حتما تا حالا قندونو پیدا کرده بود ! با عشق ... مامان !