ممدسن این حلقمه دستمه من اگه هر دفعه داد می زنم سرت دست خودم نیست زیاد شده مشکلات چون چون سر تری از همه خوشگلا اگه دیدی حلقم انگشتم نیست اینو بدون حتما انگشتر نیست خیال تو راحت من زور ندارم کسی رو به جز تو من دوست ندارم
گاهی قـــبل از رفتن قبـــل از به زبان آوردنِ خداحافظ چشمانت را ببـــند به لحظه هایتان به خنده هایتان به دعوا و بچه بازی هایتان به بی حوصلگی ها و بعد دلتنگی هایتان به حسادت هایِ عاشقانه تان به لحظه هایتان فکر کـــن ! اگـــر لبخندی رویِ لبهایت آمــــد اگر دلـــت برایش بــی تابی کرد اگر فـــکرِ دستهایش مجنونت کرد یک قدم به عقــب بــــــردار نـــگاهش کن ! بگــــو : راستی . . . فردا با هم به کافه ی همیـــشگی برویـــم ؟
كوفت دوري و دوستي
برام لقمه گرفتي منو به عزا نشوندي بعد داداش چند ساله تو كنار گذاشتي
ازت گلايه ندارم ولي انتظار اينم نداشتم كه تركم كني چون من كاري نكرده بودم