قورت دادن بعضی از مسائل مثل ماه ها تو را ندیدن عادت من است. این تحمل را عملی به توانایی من در پذیرفتن مسائل ندان. آن چه را که پذیرفتم زندگی توست، آن چه را که آرزو می کنم خوشبختی توست، تصمیم بگیر که دیگر مرا نبینی، چون من چندان با تعقل کاری ندارم، من دیوانه ام...
منم سالها پیش یک پیشی خوشمل داشتم .. اسمش #تام بود ...بهش میگفتم دست بده بهم دست میاد ... بهش میگفتم #سلام ... سرش را تکون میداد و سلام نظامی میکرد .... ولی حیف که گردنش رفت لای در و مرد ...
از همه نقشه های خودم چشم پوشیدم. از #عشق ، از #شوق ، از همه چیز کناره گرفتم. دیگر در جرگه #مرده ها به شمار میآیم... گاهی با خودم نقشه های بزرگ میکشم، خودم را شایسته همه کار و همه چیز میدانم، با خود میگویم آری کسانیکه دست از جان شسته اند و از همه چیز سر خورده اند تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند. بعد با خودم میگویم: به چه درد میخورد؟ چه #سودی دارد؟ … #دیوانگی ، همه اش #دیوانگی است!
از اونورو نمیدونم. چون من از جلال ال احمد میاومدم.ولی خب از بالا بیا از بهشتی بیا ولیعصر بعد فاطمی اونجام که بستگی به ابتکار خودت داره
خلاصه من فردا چه ساعتی دقیقا" بیام کجا بگیرم سوغاتیارو
@✔کتــ☾ــے ... ترانه ات را بخوان تا عشقي را كه از سر چشمه اي پنهان در وجودت فوران مي كند بيابي...... اين عشق ، با لبريز شدن از تو ،........... به ديگران سرايت خواهد كرد............