✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
پاي سگ بوسيد مجنون خلق گفتندش چه سود؟ .. گفت: اين سگ گاگاهي كوي ليلي رفته بود!!
✔کتــ☾ــے ...
آدم به جرم خوردن گندم با حوا شد رانده از بهشت اما چه غم حوا خودش بهشت است
✔کتــ☾ــے ...
فریاد نمی زنم نزدیک تر می آیم تا صدایم را بشنوی
✔کتــ☾ــے ...
نهاد زیر سرش صفحه ی حوادث را و مثل حادثه ای روی آن دراز کشید .
✔کتــ☾ــے ...
تو رفتی رد پایت در دلم ماند شکوه خنده هایت در دلم ماند دلم را با سحر خوش کرده بودم غروب ماجرایت در دلم ماند شریک دردهایت بودم اما در آغوش تو خفتن در دلم ماند.
✔کتــ☾ــے ...
و در اين سوي اتاق مردي با پيشاني بلند به زانوي تقدير تعظيم مي كند و با حريم سكوت هم آغوشي تا ابديت را بوسه مي زند/.
✔کتــ☾ــے ...
خرم دل آنکه از ستم آه نکرد کس را ز درون خویش آگاه نکرد چون شمع زسوز دل سراپا بگداخت وز دامن شعله دست کوتاه نکرد.
✔کتــ☾ــے ...
در یک هوای سرد ِ پس از باران مردی رمیده بخت با سرفه های سخت دیدم که پهن می کرد عریانی خودش را روی طناب رخت ..
✔کتــ☾ــے ...
دلشان می خواست چشم مردم را گریان بینند گاز اشک آور را ول کردند خنده آور بود.
✔کتــ☾ــے ...
دلشان می خواست چشم مردم را گریان بینند گاز اشک آور را ول کردند خنده آور بود.
✔کتــ☾ــے ...
یک نفر آمد و بر پنجره ام گل مالید من ولی منتظر بارانم...
✔کتــ☾ــے ...
شادی تو بیرحم است و بزرگوار نفست در دستهای من ، ترانه ی سبزی ست من برمیخیزم چراغی در دست چراغی در دلم زنگار روحم را صیقل میزنم آینه ای برابر آینه ات میگذارم تا از تو ابدیتی بسازم ......
✔کتــ☾ــے ...
ماييم و تمام آفرينش ماييم نقاط خوب بينش ماييم و صداي بي صدايي فرياد بلند آشنايي ماييم و نگاه پر درخشش آيين دعا و راه بخشش ماييم تمام نور هستي ماييم وجود و حق پرستي ماييم خود خوده خوده حق ماييم نگار و نرگس و شمع ماييم همان ميانه کار رقص و غزل و نواي بيمار ماييم که مست مست مستيم انگور و شراب و خمره هستيم ماييم که بوي ياس داريم راهيم و دو صد سوار داريم ماييم و نواي بي نوايي بسم ا... اگر حريف مايي
✔کتــ☾ــے ...
ای قلم پنداشتی هنگامه ی دانشوریست؟...............دوره ی علک آمده هرکس به عرفان مشتریست؟ تو نفهمیدی که اوضاع جهان خر تو خریست؟..............خر همــان است و عوض گردیــده پالان ای قلــم!
✔کتــ☾ــے ...
آسمان بارانيست همگي مي گذرند چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و صورتشان اما ..... من تنها و رها زير اين سقف سياه گام بر مي دارم بي چتر و به تو مي انديشم !!!!!